( 1 ) سپس ابو واقد ليثى به همراه دويست نفر از بنى ليث و بنى بكر و بنى ضمرة ( از كنانه ) عبور كرد .
ابو سفيان پرسيد : اينها كى هستند ؟ جواب داد : بنى بكر ( از كنانه ) هستند . گفت : بله ، به خدا سوگند اينها بودند كه باعث شدند تا محمد بر ما حمله كند ( ! ) . به خدا سوگند كه مردم شومى هستند . به خدا قسم كه در قضيهء حمله بر بنى بكر مورد مشورت قرار نگرفتم و حتى آگاه نشدم و هنگامى كه جريان را فهميدم ، بسيار ناراحت شدم ، اما كار از كار گذشته بود . عباس گفت : شايد خدا نخواسته است كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بر شما حمله كند تا همگى وارد اسلام شويد !
گفته شده است : علم بنى ليث در دست صعب بن جثامهء ليثى بوده است كه همراه دويست و پنجاه نفر حركت مىكرد . وقتى مقابل ابو سفيان رسيدند : تكبير گفتند . او پرسيد : اينها كى هستند ؟ عباس جواب داد : بنى ليث . در آخر سيصد نفر از أشجعىها گذشتند كه يك علم آنها در دست نعيم بن مسعود أشجعى و ديگرى در دست معقل بن سنان أشجعى بود . آنها هنگام عبور از مقابل ابو سفيان با صداى بلند تكبير گفتند . او پرسيد : اينها كى هستند ؟ عباس گفت : از أشجع هستند ! ابو سفيان با تعجّب گفت : اينها كه از سرسختترين دشمنان محمّد بودند ! عباس گفت : خدا اسلام را در دلهاى آنان وارد نموده است و اين از فضل خداوند - عز و جل - مىباشد و ساكت شد . « 1 »
( 2 )
مهاجران و انصار
انصار چهار هزار نفر بودند كه پانصد اسب داشتند و مهاجران هفتصد نفر بودند كه سيصد اسب داشتند . « 2 »
عدهاى از مهاجران همراه جمع پانصد نفرى زبير بن عوّام عبور كرده بودند و حدود پانصد نفر باقى مانده بودند كه بعد از جمع چهار هزار نفرى انصار حركت مىكردند .
هر طايفهاى از انصار داراى پرچم و علمى بودند و در ميان آنها هزار نفر خود را چنان با زره و كلاهخود مسلح كرده بودند كه جز چشمهايشان ديده نمىشد « 3 » ، براى همين به آنها الكتيبة الخضراء ؛ يعنى گردان سياهپوش گفته شد . « 4 »
( 3 )
الكتيبة الخضراء و پرچم
واقدى روايت مىكند : وقتى كتيبهء خضراء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به پيش آمد ، گرد و غبار زيادى از زير سم
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 819 - 820 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 800 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 821 و سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 47 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 46 - 47 .