تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
( 1 )

رژهء لشكر اسلام

واقدى مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سپاه خود را مهيا كرد تا از آنها سان ببيند . به اين ترتيب بنى سليم كه هزار نفر بودند به فرماندهى خالد بن وليد در پيشاپيش لشكر اسلام حركت كردند در حالى كه پرچم آنها در دست حجّاج بن علاط سلمى بود . آنها دو علم داشتند كه يكى در دست عباس بن مرداس و ديگر در دست خفاف بن ندبة بود . هنگامى كه خالد به موازات عباس و ابو سفيان رسيد سه بار تكبير گفت و مسلمانان به دنبال او تكبير گفتند . ابو سفيان از عباس پرسيد : اين چه كسى بود ؟ جواب داد : خالد بن وليد . ابو سفيان گفت : همان جوان خودمان ؟ جواب داد : بله . ( 2 ) سپس زبير بن عوّام عبور كرد در حالى كه پرچم سياهى در دست داشت و مهاجران و باديه‌نشينان به دنبالش بودند . او وقتى كه به موازات آن دو رسيد ، تكبير گفت و افرادش نيز تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اين چه كسى بود ؟ جواب داد : زبير بن عوّام . پرسيد : پسر خواهرت ( صفيّه ) ؟ جواب داد : بله . سپس ابو ذر غفارى يا ايماء بن رحضه همراه سيصد نفر از بنى غفار عبور كرد . آنها هم وقتى به موازات آن دو رسيدند ، تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اى ابو الفضل ، اين‌ها هستند ؟ جواب داد : بنى غفار . ابو سفيان با تعجب گفت : اينها چه كارى با ما دارند ؟ ! سپس بريدة بن حصيب أسلمى همراه دويست نفر از بنى اسلم و ناجية بن أعجم به همراه دويست نفر ديگر از آنها پيش آمدند و وقتى به موازات آن دو رسيدند ، تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اين‌ها كى هستند ؟ جواب داد : بنى أسلم . ابو سفيان پرسيد : اى ابو الفضل ، بنى اسلم از ما چه مىخواهند ؟ ! عباس جواب داد : آنها اسلام را پذيرفته و ديگر مسلمان شده‌اند . سپس بسر بن سفيان خزاعى به همراه پانصد نفر از خزاعة پيش آمدند و تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اينها كه هستند ؟ جواب داد : بنى كعب بن عمرو ( از طايفهء خزاعه ) هستند . گفت : بله ، اينها از هم‌پيمانان محمد هستند ( و نگفت پيامبر ) ! ( 3 ) سپس طايفهء مزينه از مقابل آنها عبور كردند كه هزار نفر بودند و دويست اسب داشتند . آنها داراى سه علم بودند كه در دست بلال بن حارث و عبد اللّه بن عمرو و نعمان بن مقرّن بود . آنها با صداى بلند تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اينها چه كسانى هستند ؟ جواب داد : از مزينه هستند . ابو سفيان گفت : اى ابو الفضل ، مزينه را با ما چه مربوط كه الان بايد صداى تكبير و به هم خوردن اسلحه‌هاى آن‌ها را بشنوم ؟ ! سپس طايفهء جهينه كه هشتصد نفر بودند ، عبور كردند و هر دويست نفر از آنها داراى يك علم بودند كه در دست رافع بن مكيث و سويد بن صخر و عبد اللّه بن بدر و معبد بن خالد بود و هنگام عبور سه بار تكبير گفتند .