تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
وارد شهر شد و با صداى بلند فرياد زد « 1 » : اى جماعت قريش ! اين محمد است كه با لشكرى گران كه نظير آن را نديده‌ايد به شما رو آورده است ! هر كس كه وارد خانهء ابى سفيان شود در أمان است ! « 2 » او همين طور خبر را اعلان مىكرد و پيش مىرفت تا در خانه بر همسرش هند دختر عتبهء مخزومى وارد شد . هند سر ابى سفيان را در دست گرفت و پرسيد : چه خبر ؟ ابو سفيان گفت : محمد با ده هزار نفر كه غرق در سلاح هستند ، پيش آمده است ! به من گفت كه إعلان كنم : هر كس وارد خانه‌ام شود در أمان است و هر كس سلاحش را بر زمين بگذارد در أمان است ! هند گفت : خدا رويت را سياه كند كه پيام‌آور بدى براى قومت بودى ! « 3 » سپس سبيل او را گرفت و گفت : اين چاق و چلّه بىخاصيت را بكشيد كه پيام‌آور بدى براى قومش بود ! ابو سفيان گفت : واى بر شما ! حرف‌هاى بيهودهء اين ضعيفه شما را مغرور نكند . او با لشكرى آمده كه نظير آن را نديده‌ايد . هر كس وارد خانهء ابو سفيان شود در أمان است . آنها گفتند : خدا تو را بكشد ! خانهء تو چه مشكلى از ما را حل مىكند ؟ ابو سفيان گفت : و هر كسى كه در خانه‌اش را به روى خود ببندد در أمان است و هر كسى كه در مسجد الحرام برود در أمان است . « 4 » واى بر شما ، من چيزى را ديده‌ام كه شما نديده‌ايد ! من مردان جنگى و اسلحه و مهماتى را ديده‌ام كه هيچ كس قدرت مقابله با آن را ندارد . « 5 » ( 1 )

خروش احمقانه

خبرى با سندى از ابن اسحاق گذشت كه حماس بن قيس بن خالد الدّيلى از بنى بكر ( از كنانه ) ، قبل از دخول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشغول تعمير و اصلاح شمشيرش بود . همسرش از او پرسيد : شمشيرت را براى چه آماده مىكنى ؟ گفت : براى محمد و اصحابش ! همسرش گفت : به خدا سوگند كه گمان نمىكنم اين شمشير در مقابل محمد و اصحابش كارى از پيش ببرد ! او و صفوان بن اميّه و عكرمة بن ابى جهل مخزومى و سهيل بن عمرو عده‌اى را در ناحيه‌اى به نام خندمه جمع كردند تا به جنگ و مقاومت در مقابل لشكر اسلام بپردازند . « 6 » كم‌كم عده‌اى از قريش و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 822 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 47 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 823 - 822 . ( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 47 . ( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 823 . ( 6 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 49 - 50 و خندمه ، بلكه خنادم سلسله‌اى از كوه‌هاى خشن است كه از شعب عامر در نزديكى مسجد الحرام شروع مىشود و در جهت شرق تا مفجر ادامه دارد و سپس از طرف جنوب تا كوه سدير در مقابل حجون ادامه دارد . -
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 185 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى