تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
( 1 )

گمراه كردن قريش به وسيلهء سريهء ابى قتاده

واقدى مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابى قتادة بن ربعى را همراه هشتاد نفر به ناحيهء أصم [ در راه مكه به يمامه ] فرستاد تا مردم گمان كنند كه او قصد آنجا را دارد . او و ابن اسحاق از ابى حدرد كه يكى از افراد شركت‌كننده در اين سريّه بوده است ، نقل كرده‌اند : عامر بن اضبط أشجعى از كنار ما ردّ شد و همانند مسلمانان به ما سلام كرد . از قبل بين او و بين محلّم بن جثّامه اختلافى وجود داشت . محلّم كه با ما بود ، به او حمله كرد و او را كشت و وسايلش را برداشت . « 1 » ( 2 )

حركت عمومى بدون اعلام قبلى

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تصميم به حركت به سوى مكه گرفته بود ؛ براى همين به قبايل اطراف مدينه پيغام فرستاد : هر كدام به خدا و روز قيامت ايمان دارند ، در ماه رمضان در مدينه حاضر شوند . « 2 » او هر كدام از رؤساى قبايل را فرامىخواند و به آنان دستور مىداد كه قوم خود را به مدينه بياورند . « 3 » ( 3 ) واقدى روايت مىكند : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اسماء و هند دو تن از پسران حارثه را به سوى بنى اسلم فرستاد تا به آنها بگويند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شما دستور داده است كه در ماه رمضان در مدينه حاضر شويد . و رافع و جندب از پسران مكيث را به سوى جهينه فرستاد تا به آنها بگويند كه در مدينه حاضر شوند . و إيماء بن حضة و كلثوم بن حصن كه هر دو غفارى بودند را به سوى بنى غفار و ضمره فرستاد . و همين طور براى اشجع ؛ نعيم بن مسعود و معقل بن سنان أشجعى را فرستاد . و به سوى مدينه ؛ بلال بن حارث و عبد اللّه بن عمر و مزنى را فرستاد . و به سوى بنى سليم ؛ حجّاج بن علاط و عرباض بن ساريهء سلمى را فرستاد . و به سوى بنى كعب از خزاعه ؛ بديل بن ورقاء و بسر بن سفيان خزاعى را فرستاد .
هامش
( 1 ) . واقدى مىنويسد : پس از آن كه اين عده با گروهى برخورد نكردند ، برگشتند تا به ذى خشب ( كه تا مدينه يك شبانه روز فاصله داشت ) رسيدند و متوجه شدند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سوى مكه حركت كرده است . آنها حركت كردند و در سقيا به آن حضرت پيوستند . ابن ابى حدرد مىگويد : هنگامى كه به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ملحق شديم ، اين آيه قرآن دربارهء ما نازل شد :« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً ، تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ ، كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا ، إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً »، ( نساء ( 4 ) ، 94 ) ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، چون در راه خدا سفر مىكنيد ، [ خوب ] رسيدگى كنيد و به كسى كه نزد شما [ اظهار ] سلام مىكند ، مگوييد : « تو مؤمن نيستى » [ تا بدين بهانه ] متاع زندگى دنيا را بجوييد ، چرا كه غنيمت‌هاى فراوان نزد خداست . قبلا خودتان [ نيز ] همين گونه بوديد و خدا بر شما منت نهاد . پس خوب رسيدگى كنيد ، كه خدا همواره به آنچه انجام مىدهيد آگاه است . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 757 و ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 275 در مورد اين سريّه گفته است كه كمى قبل از فتح مكه بوده است . و در پايان غزوهء حنين ، خونبهاى عامر بن أضبط را طلب مىكند كه خبر آن در آنجا خواهد آمد . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 799 . ( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 218 - 219 .