وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
« 1 »
. رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ . إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى مگيريد . با آنها طرح دوستى مىريزيد ، حال آنكه قطعا به آن حقيقتى كه براى شما آمده ، كافرند [ و ] پيامبر [ خدا ] و شما را [ از مكه ] بيرون مىكنند كه [ چرا ] به خدا ، پروردگارتان ، ايمان آوردهايد ، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد . [ شما ] پنهانى با آنها رابطهء دوستى برقرار مىكنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم . و هر كس از شما چنين كند ، قطعا از راه درست منحرف شده است . اگر بر شما دست يابند ، دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشايند و آرزو دارند كه كافر شويد .
روز قيامت نه خويشان شما و نه فرزندانتان هرگز به شما سود نمىرسانند . [ خدا ] ميانتان فيصله نمىدهد ، و خدا به آنچه انجام مىدهيد بيناست . قطعا براى شما در [ پيروى از ] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست : آنگاه كه به قوم خود گفتند : « ما از شما و از آنچه به جاى خدا مىپرستيد بيزاريم . به شما كفر مىورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده تا وقتى كه تنها به خدا ايمان آوريد . خبر [ در ] سخن ابراهيم [ كه ] به [ نا ] پدر [ ى ] خود [ مىگفت : ] « حتما براى تو آمرزش خواهم خواست ، با آنكه در برابر خدا اختيار چيزى را براى تو ندارم . » « اى پروردگار ما ! بر تو اعتماد كرديم و به سوى تو بازگشتيم و فرجام به سوى توست . پروردگارا ! ما را وسيلهء آزمايش [ و آماج آزار ] براى كسانى كه كفر ورزيدهاند مگردان ، و بر ما ببخشاى كه تو خود داناى سنجيده كارى . »
هامش
( 1 ) . تفسير فرات كوفى ، ص 480 و قمى ، ج 2 ، ص 362 و تبيان ، ج 9 ، ص 575 و مجمع البيان ، ج 9 ، ص 404 و اين آيه سومين آيه از سوره مىباشد و قمى بر اين موضوع در نزول آيات تصريح كرده است ، در حالى كه آيات تا آيهء نهم داراى معناى متصلى هستند و ابن اسحاق در سيره ، ج 4 ، ص 41 بدان تصريح كرده و واقدى هم خبر را از مغازى ، ج 2 ، ص 797 - 798 نقل كرده و زبير را در مأموريت على عليه السّلام شريك نموده است .