تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
عمر بن خطاب گفت : اى رسول خدا ، دستور بفرماييد او را به قتل برسانم كه منافق شده است ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او از بدريّون است و شايد كه خداوند او را ببخشد . سپس فرمود : او را از مسجد بيرون كنيد ! مردم به پشت او مىزدند تا او را از مسجد بيرون كنند . او به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نگاه مىكرد تا به او رحم كند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دلش به حال او سوخت و دستور داد كه او را رها كنند و فرمود : از جرم تو گذشتم ، از خدا آمرزش بخواه و ديگر چنين كارى نكن ! ( 1 ) كوفى در تفسير خود اين خبر را از ابن عباس چنين نقل مىكند : آن زن به على عليه السّلام و زبير گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم كه اگر نامه را تحويل دادم مرا نكشيد و يا به مدينه بازنگردانيد . گفتند : باشد . سپس نامه را از لابلاى موهايش درآورد و تحويل داد . آنها او را رها كردند و نزد پيامبر بازگشتند و نامه را به وى تقديم كردند كه در آن آمده بود : « از حاطب بن ابى بلتعه به اهل مكه ، همانا محمّد خود را آماده كرده است و نمىدانم كه قصد شما را دارد يا جاى ديگر ؛ ولى در هر حال مواظب خود باشيد » . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حاطب را فراخواند و پرسيد : اين نامه را مىشناسى ؟ گفت : بله . پرسيد : چه چيزى تو را بر اين كار واداشت ؟ گفت : سوگند به خدايى كه قرآن را بر تو نازل كرده است ، از زمانى كه ايمان آورده‌ام ، كافر نشده‌ام و از زمانى كه از قريش جدا شده‌ام ، به آنها هيچ كمكى نكرده‌ام ، ولى همانطور كه مىدانيد ، همهء اصحاب داراى اهل و عشيره در مكه هستند كه حامى خانواده‌شان باشند ، اما من كسى را ندارم و مىخواستم با اين نامه ، شر قريش را از خانواده‌ام بازدارم و از كمك‌هاى آنها بهره‌مند شوم . از سوى ديگر مىدانستم كه خداوند عذاب و نقمت خود را بر آنها نازل مىكند و نامه من هيچ سودى براى آنها ندارد ! ( 2 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتار او را تصديق كرد و عذر او را پذيرفت و پس از آن خداوند بخشى از سورهء ممتحنه را بر رسول خود نازل كرد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ . إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ . لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ . قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ