تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
داشت به ما خبر بده كه آماده شويم . عايشه گفت : نمىدانم ، شايد كه قصد جنگ با بنى سليم يا ثقيف يا هوازن را دارد ! در اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شد . ابو بكر از او پرسيد : اى رسول خدا ، آيا تصميم بر سفر داريد ؟ فرمود : بله . پرسيد : آيا آماده شوم . فرمود : بله . پرسيد : قصد كجا را داريد اى رسول خدا ؟ فرمود : قريش . . . پرسيد : مگر بين ما و آنها صلحنامه‌اى نيست ؟ ! فرمود : آنها خيانت و پيمان‌شكنى كرده‌اند و براى همين با آنها مىجنگيم . سپس فرمود : اى ابو بكر ، آنچه را گفتم پنهان دار و نشنيده بگير . « 1 » ( 1 )

جاسوسى قريش

فرات بن ابراهيم كوفى در تفسير خود از ابن عباس روايت مىكند : ساره ، آزاده كردهء ( عمرو بن ) هاشم به مدينه آمد و به محض ورود نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بنى عبد المطلب كه با آن حضرت بودند رفت . « 2 » او آوازه خوان شناخته‌شده‌اى بود و وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را ديد ، پرسيد : آيا مسلمان شده‌اى ؟ گفت : نه . پرسيد : آيا مهاجرت كرده‌اى ؟ گفت : نه . پرسيد : پس براى چه آمده‌اى ؟ گفت : شما اصل و ريشه و صاحبان شهر مكه بوديد . اكنون صاحبان من پراكنده شده‌اند و من به شدت محتاج شده‌ام و آمده‌ام كه مرا بىنياز كنيد و بپوشانيد . پرسيد : جوانان مكه كجايند كه برايشان آواز بخوانى و به تو پول بدهند ؟ گفت : بعد از حادثهء بدر كسى از من درخواست آواز نكرده است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرزندان عبد المطلب را تشويق كرد كه به او كمك كنند و آنها به او لباس و اموالى را صدقه دادند . « 3 » ( 2 ) قمى در تفسير خود مىنويسد : حاطب بن ابى بلتعه داراى اهل و عيال در مكه بود . قريشيان مىترسيدند كه محمد بر آنها حمله كند ، براى همين نزد خانوادهء وى در مكه رفتند و از آنها خواستند كه نامه‌اى به حاطب در مدينه بنويسند و از او بپرسند كه آيا محمد قصد حمله به مكه دارد ؟ خانوادهء حاطب نامه‌اى نوشتند و از او در اين مورد پرسيدند . حاطب در جواب نوشت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد چنين كند « 4 » . نامه را به آن زن داد . او هم نامه را در ميان موهايش پنهان كرد و آن را به هم بافت ، اما جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و او را از جريان آگاه نمود . « 5 » ( 3 ) شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على را فراخواند و فرمود : بعضى از اصحاب من نامه‌اى را
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 796 . ( 2 ) . تفسير فرات كوفى ، ص 479 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 404 - 405 به نقل از ابن عباس . ( 4 ) . متن نامه ذكر خواهد شد . ( 5 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 361 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 156 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى