تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
( 1 ) واقدى روايت كرده است : اهل مدينه با بىاعتنايى از جنگجويان موته استقبال كردند به طورى كه بعضى از آنان وقتى به در خانه خود مىرفتند و در مىزدند تا داخل شوند ، اهل خانه در را باز نكرده و مىگفتند : آيا همراه اصحاب و ياران خود بازگشته‌اى ؟ ! و افرادى كه از بزرگان اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بودند ، از خجالت در خانه مىماندند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله افرادى را دنبال آنها مىفرستاد و پيغام مىداد شما در راه خدا عقب‌نشينى كرده‌ايد تا دوباره به دشمن حمله كنيد . از جمله افراد شركت‌كننده در موته سلمة بن هشام مخزومى ، پسر امّ سلمه ، همسر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود . او پس از بازگشت از جنگ وارد خانه‌اش شد و ديگر خارج نشد تا اينكه روزى همسر وى نزد ام سلمه رفت امّ سلمه از او پرسيد : چرا سلمة را نمىبينم ، آيا مشكلى براى او پيش آمده است ؟ همسرش گفت : نه ، ولى نمىتواند از خانه خارج شود ؛ زيرا اگر خارج شود او را هو مىكنند و مىگويند : اى فرار كنندگان ! آيا از جهاد در راه خدا فرار مىكنيد ؟ ! براى همين در خانه نشسته و خارج نمىشود . امّ سلمه اين مطلب را براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بلكه آنها در راه خدا عقب‌نشينى كرده‌اند تا دوباره به جنگ دشمن بروند و او بايد از منزل خارج شود . و سلمه خارج شد . « 1 » ( 2 )

شهداى جنگ موته

به غير از سه شهيد مذكور ، يعنى جعفر « 2 » ، زيد و عبد اللّه بن رواحهء خزرجى ، افراد ديگرى از قريش به شهادت رسيدند كه عبارت بودند از : مسعود بن أسود عدوى و وهب بن سعد بن أبى سرح ، برادر عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح . و از بنى نجار از قبيلهء خزرج عبارت بودند از : سراقة بن عمرو ، جابر بن عمرو و برادرش ابو كلاب يا كليب ، عمرو بن سعد و برادرش عامر و حارث بن نعمان بن أساف « 3 » يا يساف . « 4 » و در
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 765 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 25 - 24 . ( 2 ) . اصفهانى در مقاتل الطالبين ، ص 8 از على بن عبد اللّه بن جعفر نقل كرده است كه جعفر در سى و چهار سالگى به شهادت رسيده است . سپس گفته است : اين مطلب به نظر من توهّمى بيش نيست ، زيرا با هر يك از روايات كه مقايسه شود ، معلوم مىگردد كه عمر وى هنگام شهادت بيش از اين مقدار بوده است ؛ زيرا وى در سال هشتم هجرت به شهادت رسيده است و بين اين سال تا مبعث پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بيست و يك سال فاصله بوده است و او از برادرش على عليه السّلام مسن‌تر بوده است . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 25 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 769 . با حفظ اين مطلب بايد گفت كه در يكى از دو روايت كلينى در اصول كافى ، ج 2 ، ص 54 از ابى بصير از قاسم بن بريد از امام صادق عليه السّلام آمده است : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حارثة بن مالك بن نعمان انصارى را ملاقات كرد و از او پرسيد : حالت چطور است اى حارثه ؟ گفت : اى رسول خدا ، حقيقتا مؤمن هستم ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : براى هر چيزى حقيقتى است و حقيقت و نشانهء گفتار تو چيست ؟ جواب داد : از دنيا روىگردان شده‌ام و شب‌ها خواب ندارم و پوستم به استخوانم چسبيده است و گويى عرش خدا را مىنگرم كه براى حساب و كتاب آماده شده است و گويى بهشتيان را مىبينم كه در -
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 138 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى