( 1 )
سفارشهاى خاص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
پس از آنكه عبد اللّه بن رواحه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خداحافظى كرد ، به او عرض كرد : اى رسول خدا ، به من سفارشى بكن كه آن را از شما به يادگار داشته باشم . به او فرمود : « تو به زودى وارد سرزمينى مىشوى كه سجده در آن بسيار كم است ، پس سجدهء خود را زياد كن » و ساكت شد .
عبد اللّه گفت : بيشتر بفرماييد اى رسول خدا . فرمود : « در همه حال خدا را به ياد داشته باش كه او ياور توست در آنچه كه مىخواهى » .
عبد اللّه رفت ؛ اما دوباره بازگشت و عرض كرد : اى رسول خدا ، خداوند فرد است و فرد را دوست دارد ! پس سفارشهاى خود را به سه برسانيد .
فرمود : « اى پسر رواحه ، اگر از همه چيز عاجزى ، از اين عاجز نباش كه اگر ده كار بد انجام مىدهى يك كار خوب هم انجام بدهى » .
ابن رواحه گفت : بعد از اين ، چيزى از شما سؤال نخواهم كرد و رفت .
( 2 )
در مسير شام
مسلمانان از مدينه جدا شدند و رفتند تا در وادى القرى فرود آمدند . دشمن از مسير آنها آگاه شد . و حاكم مؤته ، شرحبيل بن عمرو غسّانى أزدى ، قاتل حارث بن عمير أزدى لهبى به جمعآورى سپاه و تجهيزات پرداخت و طليعهء سپاه خود را به فرماندهى برادرش سدوس به جنگ مسلمانان فرستاد . سدوس كشته شد و او برادر ديگرش و بر بن عمرو را به مقابله فرستاد . او ترسيد و به قلعه پناه برد و مسلمانان پيشروى كردند تا در معان [ در اردن ] كه از سرزمينهاى شام بود « 1 » اردو زدند .
( 3 ) در كتاب أبان بن عثمان آمده است : مسلمانان از تعداد زياد كفار كه از لخم و جذام و بلّى و قضاعه و از عرب و عجم دور هم جمع شده بودند ، آگاه شدند . كفار به سوى منطقهء مشارف « 2 » حركت كردند و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 756 - 760 .
( 2 ) . إعلام الورى ، ص 213 و مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 205 آن را از او نقل كرده و در هر دو آمده است : شمشيرهاى مشرفى منسوب به همين مشارف است كه براى سليمان عليه السّلام ساخته مىشد . و در ساير تاريخها آمده است : به اطلاع مسلمانان رسيد كه هرقل با صد هزار نفر در مآب اردو زده است ! وى به مدت سى سال پادشاه بود كه چند سال آن قبل از هجرت بود و تا اواخر دوران خلفاى سهگانه طول كشيد ، چنان كه اين مطلب از تاريخ مختصر الدول ابن العبرى ، ص 91 - 92 فهميده مىشود . جنگ موته در سال هشتم هجرى كه مصادف با نيمهء پادشاهى وى بود ، رخ داد . و در تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 154 آمده است كه هرقل در سال بيستم هجرى مرد و مسعودى مىگويد : پادشاهى او پانزده سال طول كشيد كه هفت سال آن قبل از هجرت بود ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 362 و ج 2 ، ص 278 . بنابراين جنگ موته در اواخر حكومت وى بوده است و در ادامه مىنويسد : او همان هرقل اول بوده -