براى پادشاه بصرى « 1 » فرستاد . او در ميانهء راه وقتى به موته رسيد ، شرحبيل بن عمرو غسّانى « 2 » كه حاكم آنجا بود ، جلوى حارث را گرفت ؛ زيرا گمان مىكرد كه از فرستادگان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است . براى همين از او پرسيد : گويى كه از فرستادگان محمد هستى ؟ حارث گفت : بله ، من فرستادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستم .
شرحبيل دستور داد كه او را بكشند . و اين در حالى بود كه هيچ پيكى غير از او به قتل نرسيده بود .
اين خبر به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و بسيار ناراحت شد و به مردم دستور داد كه جمع شوند .
گويى كه از آنها خواسته بود در لشكرگاه جمع شوند و آنها خارج شدند و در جرف اردو زدند بدون اينكه فرماندهى براى آنها معين كرده باشد .
( 1 )
تعيين فرماندهان
پس از آن كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز ظهر را به جاى آورد ، در جاى خود نشست و اصحابش دور او نشستند . « 3 » در روايت ابان بن عثمان بجلى كوفى از امام صادق عليه السّلام آمده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله جعفر بن ابى طالب را به فرماندهى آنها انتخاب كرد و پس از او زيد بن حارثهء كلبى و پس از او عبد اللّه بن رواحه را تعيين نمود « 4 » و فرمود كه اگر عبد اللّه بن رواحه هم آسيبى ديد ، مسلمانان خودشان فرماندهى براى خود تعيين كنند . . . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرچم سفيدى براى آنها كه سه هزار نفر بودند ، بست .
هامش
( 1 ) . بصرى : مركز حوران و از توابع دمشق در شام بوده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دو بار به آن وارد شد و اهالى آن در سال سيزدهم هجرى با مسلمانان مصالحه كردند و اين اولين شهر شام بوده است كه با مصالحه فتح شده است .
( 2 ) . و غسّان نيز از أزد مىباشد ، مغازى ، ج 2 ، ص 760 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 755 - 756 و كسى غير از واقدى علّت جنگ را ذكر نكرده و متعرض مسأله نامه و رسول و غسّانى نشده است . و در حاشيهء استيعاب و الاصابة ، ج 1 ، ص 305 به شمارهء 1459 و اسد الغابة ، ج 1 ، ص 342 آن را در بخش رجال ذكر كردهاند .
( 4 ) . إعلام الورى ، ص 212 و مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 205 . و در تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 65 مىنويسد : گفته شده است كه فرماندهء اول جعفر و پس از او زيد و عبد اللّه بن رواحه بودهاند . و معتزلى در ، ج 15 ، ص 62 مىنويسد : محدثان اتفاق نظر دارند كه زيد بن حارثه فرماندهء اول بوده است و شيعه آن را انكار كرده و گفتهاند : فرماندهء اول جعفر بن أبي طالب بوده است و در اين زمينه رواياتى را ذكر كردهاند . در ادامه مىنويسد : من در اشعارى كه محمد بن اسحاق در كتاب مغازى نقل كرده است ، شواهدى را يافتم كه قول شيعه را ثابت مىكند ، از جملهء آنها شعرى است كه آن را از حسّان بن ثابت روايت كردهاند كه مىگويد :فلا يبعدن اللّه قتلى تتابعوا * بمؤته منهم ذو الجناحين جعفرو زيد و عبد اللّه حين تتابعوا * جميعا و أسياف المنية تخطرخداى آن كشتگانى كه يكى بدنبال ديگرى رفتند ، از رحمت خود دور نكند ، آنها كه در موته كشته شدند كه از آنها جعفر طيّار بود و همچنين زيد و سپس عبد اللّه كه يكى پس از ديگرى همگى رفتند ، در حالى كه شمشير مرگ نمايان بود .
و همچنين كعب بن مالك انصارى مىگويد :ساروا امام المسلمين كانهم * طود يقودهم الهزبر المشبلاذ يهتدون بجعفر و لواؤه * قدّام أولهم و نعم الأوّلپيشاپيش مسلمانان رفتند گويا كه كوهى بودند كه آن شير شيرزه رهبريشان مىنمود .
آنگاه كه توسط جعفر و پرچم او رهنمون مىشدند . او نخستينشان بود ، و چه نخستين خوبى ! .