تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
گذشته‌ها را مىپوشاند و هجرت ، گذشته‌ها را محو مىكند . « 1 » ما در اول ماه صفر سال هشتم « 2 » هجرى وارد مدينه شديم . ( 1 )

سريّه به كديد

واقدى روايت مىكند كه در صفر سال هشتم هجرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله غالب بن عبد اللّه ليثى كلبى را همراه بيش از ده نفر به سريّه‌اى فرستاد و به او فرمود : بر بنى ملوّح در كديد ناگهان حمله كند . راوى جهنى مىگويد : حركت كرديم و از قديد گذشتيم . . . سپس به حركت خود ادامه داديم تا هنگام غروب به منطقهء كديد رسيديم . در گوشه‌اى مخفى شديم . يارانم مرا براى كسب اطلاعات پيش فرستادند . نزديك‌تر رفتم و بر روى تپه‌اى كه مشرف بر آنجا بود و بنى ملوّح را در معرض ديد من قرار مىداد مستقر شدم ، كم‌كم چارپايان آنها از از صحرا بازگشتند . آنها مشغول تيمار و دوشيدن آنها شدند . پس از آنكه كارها به اتمام رسيد ، به خواب رفته و آرام گرفتند . نزديكى سحر به ناگاه بر آنها حمله كرديم و شعار ما أمت أمت ، يعنى بكش بكش بود . جنگجويان را كشتيم و زن و فرزندان آنها را اسير كرديم و چارپايان را جمع‌آورى كرده و آنها را به سوى مدينه روانه نموديم . بنى ملوّح از طايفهء بنى ليث بودند و پس از آنكه بر آنها حمله كرديم ، يكى از افراد فرار كرده و جريان را به بنى ليث اطلاع داده بود . آنها با لشكرى كه توان مقابله با آن را نداشتيم به تعقيب ما پرداختند تا اينكه به مشلّل ( تنگه‌اى مشرف بر قديد ) رسيديم . به خدا قسم تا آنجا هيچ ابر و بارانى را نمىديدم ؛ امّا خداوند از همان جايى كه خود مىداند ، سيلى را روانه ساخت كه درهء ميان ما و آنها را پر كرد به طورى كه هيچ كدام از آنها نمىتوانستند از آب عبور كنند و خود را به ما برسانند . ما از مشلّل بالا رفته و از دست آنها فرار كرديم در حالى كه ايستاده بودند و ما را تماشا مىكردند . « 3 » ( 2 )

سريّه به سرزمين بنى عامر

واقدى روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شجاع بن وهب را همراه بيست و چهار نفر در ماه ربيع الاول سال هشتم هجرى به سوى جمعى از قبيلهء هوازن فرستاد كه در جنگ احزاب شركت كرده بودند و به او دستور داد كه در السّي از نواحى ركبه كه جزء مناطق بنى عامر به حساب مىآمد به آنها حمله كند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 745 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 749 . و ابن اسحاق خبر اسلام آوردن خالد و عمرو عاص را به طور مختصر با سند خود از عمرو در سيره ، ج 3 ، ص 289 - 291 آورده است و در اول خبر از او نقل شده است كه : هنگامى كه از خندق بازگشتيم ! و آن را بعد از خندق ذكر كرده است ، در حالى كه در آخر خبر تصريح كرده است كه : و اين كمى قبل از فتح بود ! و از ابن زبعرى هجوى را در مورد خالد و عثمان بن ابى طلحه آورده است و او را توصيف كرده است به اينكه خادم و كليددار كعبه بوده است . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 6 ، ص 258 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 128 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى