( 1 )
فصل دوم مهمترين حوادث سال هشتم هجرى
( 2 )
ساختن منبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
تجليل خاص قرآن از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله باعث شده كه بعضى از اطرافيان و اصحاب آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به او عرض كنند : اى رسول اللّه ، همانا جمعيت مسلمانها زياد شده است و آنها دوست دارند كه به هنگام سخنرانى ، شما را ببينند - و تا آن زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هنگام ايراد سخنرانى به يكى از ستونهاى مسجد كه نيمتنهء درخت خرمايى بود تكيه مىكرد . - آيا اجازه مىفرماييد منبرى براى شما بسازيم كه به هنگام سخنرانى بر آن برآييد تا مردم شما را ببينند ؟ و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد . « 1 »
( 3 ) از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده است : پيشنهاد دهنده ، يكى از زنان انصار به نام عايشه بوده است كه غلامى رومى و نجّار به نام باقوم داشت . پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه فرمود ، باقوم منبرى سه پلهاى ساخت و براى روز جمعه در اوايل سال هشتم هجرى به مسجد آورد . « 2 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وقتى وارد مسجد شد ، از كنار ستون گذشت و بر منبر نشست . در اين حال از آن نيمتنه درخت ، صداى ناله شنيده شد ! چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين را شنيد ، از منبر پايين آمد و به كنار ستون رفت و آن را در بغل گرفت و دستى بر آن كشيد و فرمود : آرام باش . همانا فرستادهء خدا صلّى اللّه عليه و آله از روى بىاعتنايى از تو كناره نگرفته است ؛ بلكه فضل و جلال تو همچنان باقى است ؛ زيرا تكيهگاه رسول خدا بودهاى ؛ ولى بايد كه مصلحت بندگان خدا را در نظر گرفت . . . با اين سخنان ، نالهء تنهء درخت [ ستون حنانه ] فروكش كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر منبر خود بازگشت . « 3 »
( 4 )
اسلام آوردن خالد بن وليد و عمرو بن عاص
در ابتداى خبر مربوط به عمرهء قضا نقل كرديم كه خالد بن وليد مخزومى و عمرو بن عاص سهمى اسلام
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 17 ، ص 326 به نقل از تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السّلام .
( 2 ) . همان ، ج 21 ، ص 47 به نقل از المنتقى ، كازرونى .
( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 326 به نقل از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام . در ج 21 ، ص 47 به نقل از المنتقى آمده است : پس از آنكه بناى مسجد تغيير داده شد ، أبيّ بن كعب آن را به خانهاش برد كه زمين آن ستون را بلعيد و تبديل به خاك شد . واقدى قضيهء منبر را در مغازى ، ج 2 ، ص 979 و در ضمن حوادث ابتداى سال نهم هجرى آورده است .