تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
( 1 ) شيخ مفيد در ارشاد روايت كرده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در منزل جحفه پياده شد ؛ اما آبى را در آنجا نيافت ؛ لذا سعد بن مالك ( ابى وقاص زهرى ) را به همراه مشك داران فرستاد تا آب بياورند . او كمى پيش رفت و بازگشت و گفت : اى رسول خدا ، به خاطر ترس از دشمن ، پاهايم از حركت بازايستاد و بازگشتم ! رسول خدا ، شخص ديگرى را جهت آوردن آب فرستاد كه او هم تا همان حدى كه سعد رفته بود پيش رفت و بازگشت و گفت : قسم به خدايى كه تو را فرستاده است ، گام‌هايم به خاطر رعب و وحشت از حركت بازايستاد ! آنگاه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب را به همراه مشك داران فرستاد و افراد شكى نداشتند كه
هامش
است كه صعب بن جثامة در ابواء گورخرى را براى خود و همراهانش كه محرم نشده بودند ، شكار كرد . پس از آن كه آن را پختند به افرادى كه محرم شده بودند ، تعارف كردند ، اما آنها از خوردن آن امتناع ورزيدند و در اين مورد از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا چيزى از آن به همراه داريد ؟ و صعب يك مقدارى از ران آن را به آن حضرت داد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه محرم بود آن را خورد ، زيرا صعب در حال احرام يا براى يك محرم آن را صيد نكرده بود ، بلكه يك محل آن را براى افراد محل صيد كرده بود . ( ج 2 ، ص 576 ) هنگامى كه به نزديكى ابواء رسيدند يكى از شترهاى قربانى ، مريض شد و از حركت بازايستاد . ناجية بن جندب ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را از اين قضيه باخبر كرد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن را نحر كن و قلاده‌اش را با خونش رنگين كن و آن را در اختيار مردم بگذار تا از آن بخورند ؛ ولى تو و همراهانت چيزى از آن را نخوريد همچنين رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در أبواء كعب بن عجره را ديد كه مشغول آشپزى است و شپش‌هاى سرش او را اذيت مىكند ، لذا از وى سؤال كرد كه آيا موهاى سرت تو را اذيت مىكند ؟ گفت : بله يا رسول الله . فرمود : پس موهاى سرت را بتراش . واقدى با سندى از مجاهد روايت كرده است كه آياتى از سوره بقره ، آيه 196 در مورد كعب بن عجره نازل شده است كه مىفرمايد :« وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ »؛ حج و عمره را براى خدا به جاى آوريد . اگر بازتان داشتند ، هرچه ميسر است قربانى كنيد و تا آن قربانى به قربانگاه نرسيده موى سر را نتراشيد ، و اگر كسى از شما بيمار بود و يا آزارى به سر داشت ( كه ناچار از سر تراشيدن بود ) بايد كفاره‌اى بدهد - اعم از روزه گرفتن يا صدقه دادن و يا گوسفند ذبح كردن - و چون امان حاصل شد هر كس از عمرهء تمتع به حج بازآيد هر چه ميسر شود قربانى كند و هر كس قربانى نيابد ، سه روز در ايام حج و هفت روز پس از بازگشت روزه بدارد تا ده روز كامل شود و اين حكم براى كسى است كه خاندانش مقيم مسجد الحرام نباشد . از خدا بترسيد و بدانيد كه مجازات خدا سخت است . سپس مجاهد از كعب بن عجره روايت كرده است كه گفت : پس از آن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به من دستور داد كه به عنوان كفاره گوسفندى را قربانى كنم يا سه روز روزه بگيرم يا شش مسكين را با دو مد طعام سير كنم و فرمود : هر يك از كارها كافى است ( ج 2 ، ص 577 - 578 ) و مرحوم شيخ كلينى نيز در فروع كافى ، ج 1 ، ص 263 از امام صادق عليه السّلام روايت كرده چنانچه در بحار الانوار آمده است ج 20 ، ص 402 . اين آيات از آيه‌هاى 196 تا 203 سورهء بقره مىباشد و بنابراين از آياتى مىباشد كه در اواخر سال ششم نازل شده و به سورهء بقره كه در سال اول نازل شده ملحق گرديده است .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 315 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى