رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مسير حركت خويش ، اعراب را تشويق مىكرد كه همراه وى به عمره بيايند ، اما هيچ كس با او همراه نشد و بلكه مىگفتند : آيا محمد و اصحابش اميدوارند كه داخل حرم شوند در حالى كه قريشيان به داخل خانههايشان هجوم آورده و به جنگ با آنها پرداختند ؟ ! به حقيقت كه محمد و اصحابش هرگز نخواهند توانست كه جان سالم به در ببرند و به مدينه بازگردند ! « 1 »
هامش
پس اخبار آنها را برايم بياور و مرا از اقدامات آنها مطلع كن . و بسر براى انجام اين مأموريت به پيش تاخت .
آن حضرت عبّاد بن بشر را فرا خواند و او را به همراه بيست نفر اسب سوار از مهاجرين و انصار كه از جملهء آنها محمد بن مسلمه و مقداد بن عمرو بودند به پيش فرستاد بنابر قولى ، فرماندهء آنها سعد بن زيد أشهلى بوده است .
و حميرى در قرب الاسناد ، ص 59 با سندى از امام صادق صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است كه فرمود : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به بيداء كه حدود يك مايلى مدينه است رسيد ؛ شترى برايش آوردند و وى سوار آن شد و هنگامى كه حيوان حركت كرد ، آن حضرت چهار بار تلبيه را گفت .
و مرحوم كلينى در فروع كافى ، ج 4 ، ص 334 با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در بيداء تلبيه را گفت ، زيرا مردم تلبيه گفتن را بلد نبودند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىخواست كه كيفيت تلبيه را به آنها آموزش بدهد .
شيخ طوسى در استبصار و تهذيب با سندى از همين امام عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله تلبيه را نگفت تا به بيداء رسيد ( ج 2 ، ص 17 و ج 5 ، ص 84 ) و بيداء صحرايى است كه بعد از گذشتن از ذى الحليفه در جهت مغرب در برابر حجاج نمايان مىشود ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 267 )
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 31 و ابن اسحاق ( ج 3 ، ص 322 ) مىنويسد : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اعراب و قبايلى كه در اطراف مدينه بودند را دعوت كرد كه با وى به عمره بروند ، اما بسيارى از آنها به خاطر ترس از قريش از اين كار خوددارى كردند .
و واقدى ( ج 2 ، ص 574 ) روايت كرده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله اعرابى را كه در مسير مدينه تا مكه زندگى مىكردند و عبارت بودند از : بنى بكر ، جهينه و مزينه را به عمره دعوت كرد ، ولى آنها بهانه مىآوردند كه گرفتار اموال و فرزندان خويش هستند و مىگفتند ، آيا محمد صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد كه ما را به جنگ قومى ببرد كه غرق در سلاح هستند . در حالى كه او و اصحابش گرسنه و پا برهنه هستند ! آنها هرگز از اين سفر سالم برنمىگردند ! آن هم با وجودى كه سلاح با خويش برنداشتهاند و از نظر تعداد افراد ، كم هستند و با توجه به اين كه به سوى قومى مىروند كه به تازگى در جنگ بدر از آنها ضربه خوردهاند ! در طول اين سفر هفتاد يا صد نفرى كه مسلمان شدند به وى پيوستند و حدود هزار و ششصد يا هزار و پانصد يا هزار و چهار صد نفر از مسلمانان نيز آن حضرت را همراهى مىكردند و در اين سفر چهار زن به نامهاى : امّ سلمة ، امّ عامر أشهليه ، امّ عماره و امّ منيع حضور داشتند .
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در جلوى سپاه حركت مىكرد و قربانىهاى آن حضرت و ساير مسلمانان به وسيلهء ناجية بن جندب در عقب سپاه حركت داده مىشد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عصر روز دوشنبه از ذى الحليفه حركت كرد و صبح روز سه شنبه در ملل بود و از ملل حركت كرد تا در هنگامه شب به سيّاله رسيد و سپس صبح آن روز در روحاء بود . . .
در ميان مسلمانان افرادى بودند كه محرم نشده بودند آنها در روحاء حيواناتى را شكار كردند و آن را به افرادى كه محرم شده بودند ، تعارف كردند ؛ اما آنها از خوردن امتناع ورزيده و از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در اين مورد سؤال كردند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : از غذاى آنها بخوريد ، هر غذايى كه خودتان آن را صيد نكردهايد براى شما حلال است ، مگر اين كه خودتان آن را صيد كرده باشيد يا براى شما صيد شده باشد ( ج 2 ، ص 575 )
سپس از ابن عباس روايت كرده است كه صعب بن جثّامه در ابواء گورخرى را كه شكار كرده بود ، به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هديه كرد ؛ اما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را رد كرد و فرمود : چون كه محرم هستم آن را نمىپذيرم و لكن وى از ابى قتاده روايت كرده