واقع شود بايد شنيدن ( مسموع ) را مقدم بدارد ، و اما در تعارض ناقل با كتاب ،
بايد ناقل را مقدم بدارد ، و اگر از مجتهد مختلف بشنود و يا مختلف ببيند
بايد عمل به متأخر نمايد ، بلى در فهميدن از كتاب ، به مظنه مى توان اكتفا نمود و
در مورد شنيدن نيز چنين است ، يعنى مى توان اكتفا به مظنه نمود ( 1 ) .
( مسأله 38 ) : هرگاه شخص اصلا دستش به مجتهد و يا كتاب او و
يا ناقل عادل نرسد ، واجب است به احتياط عمل كند اگر موجب عسر و حرج
نشود ( 2 ) و اگر در عمل به احتياط تقصير نمايد اعاده ( 3 ) يا قضا بر او لازم است
و اگر احتياط ممكن نباشد ( 4 ) ، هجرت از آن محل بر او واجب است البته اگر
منجر به عسر و حرج نباشد ، و الا أخذ به قول مشهور اصحاب كند ، ثم الأشهر
فالأشهر ( 5 ) ، بلى بايد به موثق خبير و آگاه به موارد شهرت بدون مسامحه رجوع
كند و اگر متعذر از جميع آنها باشد به أوثق اموات در فتوى رجوع كند و الا
بايد به مظنون خود رجوع كند ، و اگر ظن ندارد به احتمال عمل كند و تكليف
تقليد ( 6 ) در هيچ يك از احكام مزبور ساقط نمى شود .
( مسأله 39 ) : عمل كردن به فتواى علما ، چه حى و چه ميت هرگاه
هامش
( 1 ) محمد باقر شيرازى : ميزان در هر دو مورد ، ظهور به حسب متعارف در اهل
لسان است .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : و الا رجوع به غير اعلم كند و يا به اعلم از اموات
رجوع نمايد .
( 3 ) محمد كاظم طباطبائى : اگر عملش مخالف واقع شده باشد .
( 4 ) محمد باقر شيرازى : بنابر احتياط .
( 5 ) محمد باقر شيرازى : يا اعلم از اموات .
( 6 ) محمد كاظم طباطبائى : و بعد از وصول به مجتهد اگر عملش مخالف باشد
اعاده يا قضا كند .