( مسأله 45 ) : اگر شخص در بعضى از مسائل تقليد كرد و در بعضى
ديگر تقليد نكرد و چند سال عبادت نمود ، حال كه متوجه شده و نمى داند نماز
و عبادت گذشتهاش به چه صورت بوده ، نماز و عبادت گذشتهاش صحيح است ( 1 )
مگر آنچه بفهمد كه مخالف رأى مجتهدش شده است ، كه بايد آن را اعاده يا قضا
كند .
( مسأله 46 ) : هرگاه شخص قول مجتهدش را از عادلى شنيد و عمل
كرد - مثل آنكه زمين گلى مطهر كف پاى نجس است - و بعد خلافش ظاهر شد ( 2 )
اگر وقت باقى است ، نمازش را اعاده كند و اگر وقت گذشته اشكالى ندارد ( 3 ) .
( مسأله 47 ) : مدعى مىتواند مدعى عليه را نزد هر مجتهدى ببرد مگر
اينكه مجتهد اعلمى در دسترس باشد ، كه در اين صورت رجوع به اعلم متعين
است .
( مسأله 48 ) : اگر شخص احتياط مطلق را ترك كند ذمهاش برى
نيست ، چرا كه عامى بايد يا تقليد كند يا به احتياط ( 4 ) عمل كند چنان كه
مجتهد نيز يا بايد به اجتهاد عمل كند يا به احتياط .
( مسأله 49 ) : هرگاه مجتهدى بى بينه و به علم خود حكم كرد مجتهد
ديگر نمى تواند آن حكم را نقض كند .
( مسأله 50 ) : هرگاه تمييز چند مجتهد در اعلميت امكان نداشته
هامش
( 1 ) محمد كاظم طباطبائى : صحت آن مشكل است .
( 2 ) محمد كاظم طباطبائى : يعنى اشتباه او در نقل معلوم شد .
( 3 ) ميرزاى شيرازى - محمد كاظم طباطبائى : محل اشكال است .
( 4 ) ميرزاى شيرازى : حكم عمل به احتياط گذشت .