تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
( 1 ) و ابن سعد در طبقات با سندى از ابن عباس - كه « أهل خانه بهتر مىدانند در خانه چيست » - روايت مىكند كه گفت : وقتى رقيّه از دنيا رفت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او به سلف صالح ما ، عثمان بن مظعون ملحق شد . و زنان به شدت گريه مىكردند كه عمر با شلاقش آنها را مىزد تا آرامشان كند ! امّا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دست او را گرفت و فرمود : آنها را واگذار اى عمر ! سپس رو به زنان كرد و فرمود : از جيغ زدن كه كارى شيطانى است پرهيز كنيد و جيغ زدن يا لطمه زدن به خود از كارهاى شيطان است . در اين حال فاطمه عليها السّلام بر كنارهء قبر نشست و شروع به گريه كرد و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله اشك‌هاى او را با لباس خود پاك مىكرد . « 1 » قبل از او ، استادش واقدى هم اين مطلب را نقل كرده است ؛ اما وى در تعليقهء آن گفته است : اين خيال باطل است . . . زيرا آنچه كه مسلّم مىباشد ، اين است كه رقيه در هنگام بدر فوت كرده است و شايد كه اين يكى ديگر از دختران آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بوده و يا اين كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پس از بدر بر سر قبر رقيّه آمده است . « 2 » واقدى توجه نداشته است كه متن اين خبر كه « وقتى رقيه از دنيا رفت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود » اين تأويل را بر نمىتابد . ( 2 ) كلينى اين خبر را در فروع كافى با اسناد از امام باقر يا امام صادق عليها السّلام نقل كرده است كه : وقتى رقيه دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فوت كرد : آن حضرت فرمود : او به سلف صالح ما عثمان بن مظعون و اصحابش ملحق شد و در اين حال فاطمه كه اشك چشمانش جارى بود ، كنار قبر نشسته بود و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه براى رقيّه دعا مىكرد ، فاطمه عليها السّلام را با لباسش پوشانده بود و آنگاه فرمود : از خداى عزّ و جل درخواست نمودم كه او را از فشار قبر در أمان بدارد . « 3 »
هامش
روايت مىكند كه : عده‌اى از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از خروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به بدر كراهت داشتند و مىگفتند : ما كم هستيم و خروج بايد با نظر خواهى از همه باشد . و قبل از آن در ( ج 1 ، ص 21 ) مىنويسد : آنها كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را همراهى نكردند ، ملامت نمىشوند ؛ زيرا براى جنگ خارج نشده بودند بلكه براى غارت كاروان قريش خارج شده بودند ! و عده‌اى از اهل بصيرت و پاك نيّت به همراه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خارج نشدند ، در حالى كه اگر مىدانستند ، جنگى پيش مىآيد حتما خارج مىشدند ؛ بنابراين افراد به سه دليل در بدر حضور نيافتند : بيمارى آبله ، به گمان اين كه افرادى براى به دست آوردن غنيمت مىروند ، و كراهت از جنگ ، و شايد كه عثمان به يكى از سه علل فوق در بدر حاضر نشده است ! ( 1 ) . الطبقات ، ج 8 ، ص 24 - 25 . ( 2 ) . الاصابة ، ج 4 ، ص 297 و سمهودى در وفاء الوفاء و نميرى بصرى در تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 102 از غير ابن سعد و واقدى اين مطلب را نقل كرده‌اند . ( 3 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 66 .