گفتند اطلاعى از كاروان نداريم .
( 1 ) اصحاب شروع به زدن آنها كردند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مشغول نماز بود ، از نماز فارغ گشته و فرمود : اگر راست بگويند آنها را مىزنيد و اگر دروغ بگويند رهايشان مىكنيد ؟ ! آنها را پيش من بياوريد . آنها را آوردند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آنها پرسيد : شما كى هستيد ؟ گفتند : اى محمد ، ما از بردگان قريش هستيم . پرسيد آنها چند نفر هستند ؟ گفتند : نمىدانيم .
سؤال كرد : هر روز چند شتر مىكشند ؟ گفتند : نه يا ده شتر . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نهصد تا هزار نفر هستند . سپس پرسيد : چه كسانى از بنى هاشم در ميان آنها هستند ؟ گفتند : عباس بن عبد المطلب و نوفل بن حارث و عقيل بن ابى طالب در ميان آنها هستند .
سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه آنها را توقيف كنند .
اين خبر به قريش رسيد و ترس و وحشت فراوانى آنها را فرا گرفت و از ترس اين كه به آنها شبيخون زده شود ، دائما نگهبانى مىدادند .
پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عمار بن ياسر و عبد اللّه بن مسعود را فرا خواند و به آنها گفت : به ميان اين قوم برويد و اطلاعات جمعآورى نماييد . آنها به گشت در كنارهء لشكر قريش پرداختند و مشاهده كردند كه ترس و وحشت عجيبى آنها را فرا گرفته است و منبّه بن حجّاج را ديدند كه مىخواند :
لا يترك الجوع لنا مبيتا * لا بد ان نموت او نميتا
گرسنگى شديد خواب از چشمان ما ربوده است و به ناچار بايد كه بميريم يا آنكه بميرانيم !
( 2 ) وقتى اين خبر را براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گزارش كردند ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به خدا قسم كه آنها گرسنه نيستند ؛ ولى از شدت ترس چنين شدهاند و خداوند ترس و وحشت بر آنها حكمفرما كرده است .
امّا اصحاب رسول اللّه كه خبر كثرت لشكر قريش را شنيده بودند ، ترس آنها را فرا گرفته بود و به ناله و استغاثه افتاده بودند ، ولى هنگامى كه شب فرا رسيد خداوند خواب آلودگى را بر اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حكمفرما كرد و همگى به خواب رفتند .
در آن شب ، خداوند باران ملايمى را بر طرف اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نازل كرد و آنها را شاداب نمود ، امّا قريش در جايى به سر مىبردند كه خداوند باران زيادى بر آنها فرستاد ، به طورى كه در گل زمينگير شده بودند . « 1 »
هامش
( 1 ) . قمى در تفسيرش ( ج 1 ، ص 261 ) ذيل قول خداوند متعال :« وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ »مىگويد : شأن نزول اين آيه آن بوده است كه بعضى از اصحاب نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در آن شب محتلم شدند . واقدى از رفاعة بن مالك نقل مىكند كه گفت : خواب مرا فرا گرفت و محتلم شدم و در آخر شب غسل كردم ( ج 1 ، ص 54 ) . و اين