خود را آمادهء قتل و حبس نموده بودم و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به طور مخفيانه و در پناه خداى متعال و در كمال امنيت و آرامش در غار به سر مىبرد . « 1 »
او سه روز در غار اقامت كرد و سپس بارهاى سفر را بست و در ميان شنزارها به سوى مدينه حركت كرد .
( 1 ) شيخ طوسى در مصباح مىنويسد : اولين شب ماه ربيع الاوّل ، على عليه السّلام در جاى خواب نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است ( ليلة المبيت ) و هنگامى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از مكه هجرت كرد ، شب پنج شنبه بود و چهار شب پس از آن از غار بيرون آمد و به سوى مدينه حركت كرد . « 2 »
شيخ طوسى اگر چه اين خبر را به سند خاصى استناد نداده است اما احتمال دارد كه او آن را از كلينى در روضة الكافى با سندى از على بن الحسين عليه السّلام نقل كرده باشد كه فرمود : خروج رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از مكه در اولين روز ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت ، در روز پنج شنبه رخ داد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در شب دوازدهم ربيع الاول به هنگام زوال ظهر به مدينه رسيد و نماز ظهر را به صورت دو ركعتى به جاى آورد . « 3 »
تجديد بناى كعبه و نصب حجر الاسود
در تفسير قمى به نقل از امام صادق عليه السّلام دربارهء تجديد بناى كعبه نقل شد كه آن حضرت كعبه را تا نه ذرع ( چهار و نيم متر ) بالا برد . « 4 »
در كافى نيز از آن حضرت عليه السّلام نقل شده است كه كعبه در زمان ابراهيم عليه السّلام نه ذرع بود و دو در داشت . « 5 » در روايتى ديگر آمده است : ارتفاع كعبه بدون دورچينى بام آن ، نه ذرع بود . « 6 » در روايت
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 464 ، حديث 35 و از او در حلية الابرار ، ج 1 ، ص 91 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 66 - 67 و منظور از اين كه على عليه السّلام نخستين مهاجر به سوى خدا و رسولش بوده است ، نخستين عددى نيست ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :« وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ »؛ يعنى از حيث نيّت و بصيرت و اقدام ، آن حضرت استعداد و آمادگى كامل براى پذيرش هجرت داشت و شايد كه قول خداوند متعال كه مىفرمايد :« قاتَلُوا »كنايه از مقاومت على عليه السّلام در مقابل مشركان باشد كه به دفاع از فواطم پرداخته بود و قول خداوند متعال كه مىفرمايد :« وَ قُتِلُوا »؛ كنايه از افرادى باشد كه مظلومانه به شهادت رسيدند از قبيل : ياسر و سميّه .
( 2 ) . مصباح المتهجد : اولين اعمال ماه ربيع الاول .
( 3 ) . روضة كافى ، ص 280 و از او در بحار الانوار ، ج 19 ، ص 115 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 62 .
( 5 ) . فروع كافى ، ج 4 ، ص 207 ، باب 7 ، حديث 7 .
( 6 ) . همان ، حديث 8 و در الفقيه ، ج 2 ، ص 247 ، باب 14 ، حديث 2319 .