رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نفرين مىكرد و اسب سراقة زمينگير مىشد و پس از آن كه در مرتبهء سوم رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى نجات يافتن اسب او دعا كرد ، او گفت : اى رسول خدا ، اين شتر به همراه غلامى كه بر آن سوار شده است را در اختيار تو مىگذارم تا اگر به مركب يا شتر احتياج پيدا كردى ، از آن استفاده كنى و من برمىگردم و از تعقيب تو دست برمىدارم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من احتياجى به غلام و شتر تو ندارم . « 1 »
( 1 ) طبرسى در اعلام الورى بدون نقل روايتى گفته است : در حالى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به سمت مدينه حركت مىكرد ، سراقة بن جعشم مدلجى به تعقيب او پرداخت و اميد داشت كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را دستگير كند تا بدين وسيله از قريش جايزه بگيرد . تا اين كه فرصت خوبى برايش فراهم شد و پيش خود گمان كرد كه حتما موفق خواهد شد ، اما در همين حال اسب وى زمينگير شد و خودش و اسبش در رملهاى صحرا فرو رفتند . اين حادثه در منطقهاى صاف و خشك رخ داد و او فهميد كه اين بلا از آسمان بر وى نازل شده است ، براى همين فرياد زد : اى محمد ، از خدايت بخواه كه اسب مرا آزاد كند و من خدا را شاهد مىگيرم كه هيچ كس را از مكان و طريق تو آگاه نكنم .
( 2 ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى نجات وى دعا كرد و اسب او از ميان رملها بيرون جهيد و گويى كه نشاط تازهاى يافت و چون مرد باهوشى بود ، فهميد كه به زودى كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بالا مىگيرد ، براى همين به آن حضرت گفت : امان نامهاى براى من بنويس ، و آن حضرت براى او نوشت و حركت كرد . « 2 » فرداى آن روز گروهى از قريشيان او را ديدند و گفتند : اى سراقه ، آيا محمد را نديدى ؟ گفت : خبر يافتهام كه از ميان شما رفته است و من تمام اين ناحيه را جست و جو كردهام و كسى را نديدهام . شما هم برگرديد و بدانيد كه همين جست و جوهاى من كافى است . « 3 » در اين حال ابو جهل اشعارى در مورد سراقه گفت كه سراقه هم اين گونه جواب او را داد :
اى ابو جهل ، به خدا قسم كه اگر مىديدى كه چگونه اسبم در شن زارها فرو رفته است يقين پيدا مىكردى و ترديدى نداشتى كه محمد پيامبرى از سوى خداست كه با دليل و برهان آمده است و كسى نمىتواند در مقابل او مقاومت كند .
بر تو باد كه مردم را از اذيت و آزار وى بر حذر دارى ، زيرا من مىبينم كه به زودى نشانهها و آثار كار او هويدا خواهد شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . روضهء كافى ، ص 219 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 88 و ج 17 ، ص 378 به نقل از روضه و خلاصهء خبر در قرب الاسناد ، ص 248 حديث 1221 از امام كاظم عليه السّلام آمده است .
( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 77 - 78 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 129 .
( 4 ) . همان ، ص 78 به نقل از محمد بن اسحاق و اين حديث در سيرهاش بنا به روايت ابن هشام وجود ندارد و براى همين