نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بارها از مكه خارج مىشد و نزد قبايل عرب مىرفت و براى ابلاغ رسالت از منطقهاى به منطقه ديگر حركت مىكرد و در اين سفرها تنها على عليه السّلام همراه او بود . « 1 »
( 1 )
هجرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به طائف
بنابر روايت ابى الحسن مدائنى به هنگام هجرت آن حضرت به طائف ، على عليه السّلام و زيد بن حارثه او را همراهى مىكردند ، ولى محمد بن اسحاق اين مطلب را نقل نكرده است . « 2 » در طى اين سفر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مدت بيست و شش روز از مكه غايب شد . « 3 »
( 2 ) ابن اسحاق مىنويسد : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى طلب كمك و يارى از ثقيف و درخواست پشتيبانى آنها از او در مقابل قوم قريش به طائف سفر كرد و اميدوار بود كه دعوت آسمانى او را نپذيرند .
از محمد بن كعب قرظى « 4 » روايت كرده است كه گفت : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به طائف سفر كرد ، به سه نفر از بزرگان ثقيف كه با هم برادر بودند به نامهاى : عبد ياليل بن عمرو و مسعود بن عمرو و حبيب بن عمرو پناه برد . او در جمع آنها نشست و ايشان را به پذيرش اسلام دعوت كرد و مقدارى در مورد انگيزهء سفر خويش به طائف و طلب حمايت و پشتيبانى از آنها در مقابل قوم قريش سخن گفت .
پس از آن يكى از آنها گفت : اگر خداوند تو را فرستاده باشد ، من پردهء كعبه را پاره پاره مىكنم و دور مىاندازم !
ديگرى گفت : آيا خداوند فرد ديگرى غير از تو را نيافت كه مبعوث كند ؟ !
سوّمى گفت : به خدا قسم كه ديگر با تو سخن نخواهم گفت ؛ زيرا اگر تو رسول الله صلّى اللّه عليه و آله باشى - چنان كه ادّعا مىكنى - بلندمرتبهتر از آن هستى كه من با تو هم سخن شوم و اگر دروغگو باشى كه سزاوار نيست من با تو سخن بگويم .
( 3 ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از هدايت ثقيف نااميد شد و قصد بازگشت از آنجا را كرد . در همين حال بردگان و ديوانگان را تحريك كردند تا به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فحش دهند و سنگ به سوى او پرتاب نمايند . « 5 » آنها آن قدر
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . آن حضرت سه روز آخر ماه شوال از مكه به سوى طائف حركت كرد و در بيست و سوم ذى القعده به مكه بازگشت .
( انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 337 ) و در اين صورت بازگشت او در ماه حرام موسم حج بوده و نيازى به پناه گرفتن از مطعم عدوى نداشته است ، بر خلاف معروف .
( 4 ) . منسوب به بنى قريظه در مدينه ( 40 - 120 ه . ق ) ، او از ابن عمر و ابن عباس و غيره روايت كرده است .
( 5 ) . يعقوبى خبر مربوط به اين سه برادر را نقل مىكند ( ج 2 ، ص 36 )