تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
( 1 )

فصل سوم هجرت به طائف

( 2 )

درخواست پناهندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از قبايل

آن حضرت قبل از سفر به طائف ، ديدارهايى با بعضى از قبايل عرب داشت . ابن ابى الحديد معتزلى در اين مورد مىنويسد : بعد از وفات ابو طالب ، به آن حضرت وحى شد كه از مكه هجرت كن ، زيرا يار و پشتيبان خود را از دست داده‌اى . پس آن حضرت به همراه حضرت على عليه السّلام نزد قبيلهء بنى عامر بن صعصعه رفت و مقدارى از قرآن را براى آنها قرائت كرد و از آنها خواست كه او را يارى كنند ، اما آنها به او جواب مثبت ندادند ، لذا پس از ده روز به مكه بازگشت و اين اولين هجرتى بود كه وى بر آن اقدام كرده بود . « 1 » ابن اسحاق از زهرى روايت مىكند كه : آن حضرت نزد قبيلهء بنى عامر بن صعصعه آمد و آنها را به پرستش خداى متعال دعوت كرد و رسالت خويش را اعلام كرد . پس از آن مردى به نام بحيرة بن فراس گفت : اگر ما با تو بيعت كنيم و از تو پيروى نماييم و سپس خداوند تو را بر مخالفانت پيروز كرد ؛ آيا قول مىدهى كه حكومت و رياست را بعد از خود به ما واگذار كنى ؟ آن حضرت فرمود : اين كار در اختيار و ارادهء خداوند است و او آن را به هر كه بخواهد واگذار مىكند ! مرد عرب با شنيدن جواب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفت : آيا ما را از ساير اعراب كمتر و بىلياقت‌تر مىدانى و مىخواهى كه پس از پيروزى ، ما را از خود برانى ؟ ! ما احتياجى به دعوت تو نداريم . « 2 » ( 3 ) ابن ابى الحديد از مفضّل ضبّى نقل مىكند كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در يكى از سفرهاى تبليغىاش نزد قبيلهء ربيعه رفت و در اين سفر على عليه السّلام و ابو بكر او را همراهى مىكردند . آنها به يكى از مجالس عرب رفتند و از آنجا كه ابو بكر يكى از نسب‌شناسان به شمار مىرفت ، پيش رفت و سلام كرد و آنها نيز جواب سلام او را دادند . او پرسيد : شما از كدام قبيله هستيد ؟ گفتند : از ربيعه . گفت : آيا از بزرگان آنان
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 128 و ظاهرا وى اين خبر را از مدائنى روايت كرده است . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 66 .