مىپرداختيم ، و در راه خوشنودى خداى عز و جل همنشين بندگان خالص بوديم و براى رضاى خدا بذل و بخشش مىكرديم . به آنان نيز گويند وارد بهشت شويد . چه خوب پاداشى است اجر عاملين . ابو نعيم در حلية الاولياء به سند خود از عتبى و او نيز از پدر خود آورده است كه : على بن الحسين ( ع ) ، كه افضل بنى هاشم بود به فرزند خود گفت : اى فرزند ، در برابر مشكلات و مصائب شكيبا باش و متعرض حقوق ديگران مشو ، و برادرت را به كارى كه زيانش براى او بيشتر از نفع توست وادار مكن .
و نيز به سند خود از ابى حمزهء ثمالى و او از على بن الحسين ( ع ) ، آورده است : آنگاه كه قيامت برپا شود منادى اعلام مىكند : كجا هستند اهل صبر ؟ پس عدهاى برمىخيزند . به آنها گفته مىشود : صبر شما در چه بوده است ؟ در پاسخ گويند : صبر ما در اطاعت از خدا و دورى از معصيت بوده است . پس به آنها گويند :
راست گفتيد ، به بهشت داخل شويد .
در حلية الاولياء آمده است كه : على بن الحسين ( ع ) ، مىگفت ، مردم به طرق مختلف به عبادت و پرستش خداوند مىپردازند . عدهاى از روى ترس و بيم . اين عبادت مخصوص بندگان و غلامان است كه به واسطهء ترس از مولاى خود انجام مىدهند ؛ و عبادت گروهى ديگر مبتنى بر حرص و طمع است و اين ، عبادت بازرگانان است . و دستهاى نيز با خلوص نيت و شكر و سپاس پرستش خداوند را به جاى مىآورند ، كه اين نوع عبادت و پرستش ، مخصوص مردان بزرگ و آزاده است .
ابو نعيم در حليه به سند خود از ابى حمزهء ثمالى مىنويسد : شنيدم كه على بن الحسين ( ع ) مىگفت : هر كس به آنچه كه خداوند روزى فرموده قانع و راضى باشد ، خود از غنىترين مردم است .
دربارهء صدقه نيز از على بن الحسين روايت است كه آن حضرت در موقع دادن صدقه به فقير ابتدا آن را مىبوسيد . سپس اهدا مىكرد .
محمد بن سعد در كتاب طبقات آورده است كه : على بن الحسين ( ع ) در احسان و يارى به فقرا و مساكين و دادن صدقه شهرت به سزايى داشت ، و چنان بود كه غذا و نان برمىداشت و به خانهء فقرا و مستمندان مىرفت و جلو خانهء ايشان مىايستاد و به دست خود به آنان اعطا مىكرد و مىگفت : قبل از آنكه صدقه به دست سائل برسد در دست خداوند قرار مىگيرد .
علما و دانشمندانى كه از على بن الحسين ( ع ) ، نقل روايت كردهاند
شيخ طوسى در كتاب رجال خود نام بسيارى از كسانى را كه از على بن الحسين ( ع ) به نقل روايت پرداختهاند . جمعآورى كرده است و در اين كتاب نيز در فصل مخصوص به خود ، آنها را ملاحظه خواهيد كرد .
در مناقب ابن شهرآشوب چنين آمده است : در ميان دانشمندانى كه از آن حضرت روايت كردهاند مىتوان طبرى و ابن البيع و احمد و ابن بطه و ابو داود و صاحب كتاب حليه ، اغانى ، قوت القلوب ، شرف المصطفى ، اسباب نزول القرآن ، فايق ، ترغيب و ترهيب را نام برد كه از زهرى و سفيان بن عينيه و نافع و اوزاعى و واقدى و محمد بن اسحاق و غير اينها نقل روايت كرده و روايات آنها اغلب با واسطه از آن حضرت بوده است .