تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مشغول بود به سخن پرداخت و گفت : - ياد دارم هنگامى را كه به مجلس ابن زياد وارد شدم . او به خوردن غذا مشغول بود ، در حالى كه سر پدرم حسين بن على ( ع ) ، را در جلويش گذاشته بودند . پس من دست به دعا برداشتم و گفتم : بار خدايا مرا از دنيا مبر تا اينكه سر ابن زياد را به هنگام صرف غذا در جلو خود ببينم . شكر و سپاس به درگاه خداوندى كه دعايم را استجابت فرمود . سپس در حالى كه آن حضرت از آن سر رو مىگرداند ، گفت : آن را دور كنيد . و به روايت ابن نما ، على بن الحسين ( ع ) ، در اين موقع سر به سجدهء شكر نهاد و گفت : شكر و سپاس به درگاه خداوندى كه مرا به درك خونخواهى دشمنم نايل ساخت . خداوند مختار را جزاى خير دهد . چنان كه ابن قولويه در كامل الزياره مىنويسد : على بن الحسين ( ع ) ، به بنى عقيل در ميان بنى هاشم التفات برجسته‌اى داشت . وقتى علت اين امر را از وى جويا شده و گفتند چگونه است كه شما در ميان بنى اعمام خود به بنى عقيل بيش از آل جعفر توجه داريد ؟ آن حضرت در پاسخ گفت : من بنى عقيل را از ديگران بيشتر دوست مىدارم ؛ زيرا جانبازى آنها را با پدرم ابو عبد اللّه الحسين ( ع ) ، از ياد نبرده‌ام . اين خانواده در واقعهء طف بيش از ديگران كوشيدند و به شهادت رسيدند .

اخبار مربوط به آن حضرت در واقعهء حره

واقعهء حره « 1 » كه آغاز آن به روز چهارشنبهء بيست و هشتم ذى حجه سال شصت و سوم هجرى بود ، در منطقه‌اى منسوب به واقم ، كه نام شخصى بود اتفاق افتاد و به حرهء واقم معروف گرديد . ماجراى حره به اين قرار بود كه گروهى از رجال مدينه جهت ملاقات يزيد به شام اعزام گرديدند ؛ اما همين كه مشاهده كردند كه اعمال يزيد جز اهانت به دين و آيين اسلام نيست و جز اعمال زور ، ستمگرى و خشونت منظور ديگرى ندارد بر اين امر اتفاق كردند كه با وى به مبارزه برخيزند و از حكومت بركنارش سازند ، و نيز از مدتها قبل اخبارى به مدينه مىرسيد كه اغلب حاكى از سرگرم شدن يزيد بن معاويه به عيش و نوش بود و اين خود باعث تنفر و انزجار اهالى مدينه مىگشت . پس مردم با آنان همداستان شدند و همگى اعمال يزيد را تقبيح كردند و اكثرا بر يزيد شوريدند . از اطراف سيل اعتراض و حمله آغاز شد . وى را از خلافت و امارت خلع و عامل او عثمان بن محمد بن ابى سفيان را طرد كردند و هر كس كه از بنى اميه با او بود در خانهء مروان زندانى ساختند و سرانجام از مدينه اخراجشان كردند . طبرى مىنويسد : در اين فاجعه يزيد ، مسلم بن عقبه را كه مردى خونخوار و جسور و بىباك بود در رأس سپاهى بالغ بر دوازده هزار نفر براى اين جنگ انتخاب كرد و بنا به فرمان وى چنانچه او به هلاكت رسيد ، حصين بن نمير سكونى به جاى وى فرماندهى سپاه را بر عهده مىگرفت . به اين ترتيب مسلم بن عقبه براى نبرد با مردم مدينه حركت كرد . هر چند يزيد به هنگام گفتگو با مسلم توصيه كرده بود كه به امام سجاد صدمه و آزارى نرساند و خودش در

هامش
( 1 ) حره به فتح اول به قسمتى از سرزمين خشك و سوزان حجاز گفته مىشود .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 253 | السيد محسن الأمين / حسين وجدانى