مثل آنچه كشته است از شكار كه آن مثل از گاو و گوسفند و شتر باشد . . . به اين ترتيب است كه بهاى صيد را تعيين مىكنند و مطابق قيمت آن گندم مىپردازند ؛ اما روزههاى مباح كه شخص در انجام آنها مختار است ، روزهء روز دوشنبه و روز پنجشنبه و روزهء شش روز اول ماه شوال پس از ماه رمضان و روز عرفه و روز عاشورا كه در تمام اين موارد ، شخص در گرفتن آن مختار است . و اما روزهاى كه به نام اذن يا تطوع خوانده مىشود ، به اين ترتيب است كه فى المثل زن در روزههاى مستحبى و در غير ماه رمضان جز با اجازهء شوهر روزه نمىگيرد و به همين ترتيب است روزهء غلام و كنيز كه مىبايست با اذن مولاى خود روزه بگيرد . اما روزههاى حرام عبارتند از روزهء عيد فطر و قربان و سه روز ايام تشريق و يوم الشك نيز چنانچه به عنوان ماه رمضان محسوب دارد جزء روزههايى است كه گرفتن آن براى ما نهى شده است .
ديگر از روزههاى حرام روزهء وصال و روزهء صحت ( سكوت ) است و روزهء نذرى كه توأم با معصيت و گناه باشد و ديگر صوم الدهر يعنى يك سال روزه گرفتن كه عيدين نيز جز آن است ، از روزههاى حرام محسوب مىشود و در روزههاى غير واجب ميهمان جز با اجازهء ميزبان روزه نمىگيرد . چنان كه پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : ( من نزل على قوم فلا يصومن تطوعا الا باذنهم ) كسى كه بر قومى وارد شد جز به اذن صاحب خانه نبايستى روزه بگيرد .
نوعى ديگر از انواع روزه ، روزهء تأديبى است كه پدر كودك خود را تا آنگاه كه هنوز به سن بلوغ نرسيده و بر وى واجب نشده امر به گرفتن روزه مىنمايد ، و اين جزء روزههاى واجب محسوب نمىشود .
به همين ترتيب است موقعى كه شخص به علل بيمارى يا ضعف از اول روز افطار كند ، اما چنانچه در وسط روز ضعف وى بر طرف گرديد ، امر به امساك نمايد و اين خود نوعى تأديب از جانب خداى عز و جل به شمار مىرود و البته واجب نيست . حكم شخص مسافر نيز به همين ترتيب است كه وقتى شخص از اول روز به خوردن غذا بپردازد ، سپس به مقصد برسد ، امر به امساك گرديده است .
اما روزهء اباحه كه شخص مخير است روزه بگيرد يا افطار كند ، روزهء كسى است كه از روى فراموشى و غير عمد غذا خورده يا آب نوشيده باشد . اين امر براى او مباح گرديده و خداوند جزاى روزهء تمام براى او محسوب خواهد داشت .
اما دربارهء روزهء مريض و مسافر ، در ميان عامه آراى مختلفى ذكر گرديده است . به اين ترتيب كه برخى گويند بايستى روزه بگيرد و بعضى بر اين عقيدهاند كه نبايستى روزه بگيرد ؛ و عدهاى نيز معتقدند در گرفتن روزه يا افطار كردن آن مخير است . اما به عقيدهء ما ( اماميه ) در هر دو مورد ( مريض يا مسافر ) لازم است كه از گرفتن روزه خوددارى كند . و چنانچه شخص به هنگام بيمارى و سفر روزهدار باشد ، بر وى لازم مىشود كه در غير ماه رمضان قضاى آن را به جا آورد . چنان كه خداى عز و جل مىفرمايد :
« فَعِدَّةٌ مِن أَيَّام أُخَرَ . . .
« 1 »
» *
ابن سعد در كتاب طبقات به سند خود آورده است : چنين افتاد كه روزى زهرى كه مرتكب قتل خطا و غير عمد گرديده و به شدت دستخوش اضطراب و تشويش گشته بود ، چنان در غم و اندوه فرو رفت كه
هامش
( 1 ) فَمَن كان مِنْكُم مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِن أَيَّام أُخَرَ ( پس هر كس از شما مريض باشد يا در سفر باشد پس روزه بگيريد به شمارهء آن روزهاى ديگر غير ماه رمضان . . . ( سورهء بقره آيهء 180 ، )