وى على بن الحسين ابن على بن ابى طالب است .
مرد قريشى اضافه كرد و پرسيد : مادر او كيست ؟
سعيد پاسخ داد : مادرش از كنيزان بود .
آنگاه قريشى به سعيد گفت : پس من فكر كردم از موقعى كه شما دانستيد كه مادرم كنيز بوده با نظر تحقير به من نگريستيد ! ؟
و چنان كه در محاضرات راغب آمده و ابن جوزى نيز در مناقب عمر بن عبد العزيز آورده ، روزى عدهاى به مجلس عمر بن عبد العزيز حاضر شدند و با وى به مذاكره پرداختند . در همين اثنا بود كه على بن الحسين ( ع ) از جا بر خاست و آنان را ترك كرد . آنگاه عمر بن عبد العزيز رو كرد به حضار و پرسيد : آيا شريفترين مردم كيست ؟ همه يك صدا گفتند : شريفتر از همه كس شما هستيد . وى بىدرنگ به آنها گفت : خير ، هرگز چنين نيست . آنكه در فضيلت و شرافت هيچ كس به پايهء او نمىرسد ، على بن الحسين ( ع ) و همان كسى است كه چند لحظه قبل مجلس را ترك كرد . و او كسى است كه همه كس دوست دارد به جاى او باشد و همانند وى به فضايل اخلاقى پيراسته گردد . اما او هرگز مايل نيست كه خود را همانند ديگر مردمان قرار دهد .
شيخ صدوق در كتاب ، العلل ، به سند خود از سفيان بن عيينه آورده كه گفت : از زهرى پرسيدم آيا على بن الحسين را ملاقات كردهاى ؟ وى گفت : بلى به ديدارش نايل شدهام و اين را هم بايد بگويم كه به راستى احدى را افضل از او نديدهام . به خدا سوگند كه كمتر كسى را مىشناسم كه قادر باشد محبت او را مخفى دارد و يا چنانچه از دشمنان اوست دشمنى خود را آشكار كند . و آنگاه كه از زهرى در اين مورد جويا شدند وى توضيح داد و گفت : من هرگز كسى را نديدهام كه وى را دوست داشته باشد ، مگر آنكه به فضل و بزرگوارى آن حضرت واقف گردد ، و اين آگاهى به حدى است كه گاه نسبت به وى به حسادت منتهى خواهد شد . و آن كس كه با وى به دشمنى و عداوت پردازد چنان با وى به رأفت و ملايمت و مهربانى رفتار مىكند كه وى از دشمنى با او شرم مىنمايد .
هر چند مناقب و فضايل امام زين العابدين ( ع ) به اندازهاى است كه شرح همهء آنها امكانپذير نيست . ولى ما در اينجا به ذكر مختصرى از آنها كه با گنجايش اين كتاب مناسب است مىپردازيم :
علم آن حضرت
همانطور كه قبلا نيز بيان داشتيم ، گفتار شيخ مفيد به اين ترتيب بود كه ، آنچه را كه فقها و دانشمندان در علوم مختلفه از آن حضرت نقل كردهاند به اندازهاى است كه از شمار عدد بيرون است . و آنچه را كه از مواعظ و ادعيه و فضايل قرآن كريم و حلال و حرام و دربارهء حوادث و ايام و ديگر علوم مختلفه كه بين علما و دانشمندان مشهور است اغلب از كسانى به دست آوردهاند كه در مكتب امام زين العابدين ( ع ) آموخته و از چشمهء علوم آن حضرت سيراب گشتهاند و به دنبال آن اضافه كرده ، مىنويسد : چنانچه بخواهيم به شرح آنها بپردازيم موجب اطالهء كلام گرديده و از حوصلهء زمان نيز خارج است . و چنان كه ابن شهر آشوب در مناقب مىنويسد : كمتر كتابى مىتوان يافت كه در موعظه و زهد و تقوى تنظيم يافته و عبارت « قال على بن