جبران سازيد . هر وقت سائلى به نزدش مىآمد ، مىگفت : مرحبا بر آن كس كه توشهء آخرت مرا فراهم مىسازد . به هنگام راه رفتن هرگز دستهاى مباركش از رانهاى او تجاوز نمىكرد . و بىآنكه كبر و غرورى از خود نشان دهد با وقار و آرامى قدم برمىداشت . امام صادق ( ع ) ، در اين مورد گفت : آن حضرت به هنگام راه رفتن هرگز به چپ و راست توجه نمىكرد و چنان با سكون و آرامش راه مىرفت كه گويى بر فراز سرش مرغى نشسته باشد . « 1 » به هنگام شب در عرفه و بامدادان كه به مشعر مىرفت به آرامى گام برمىداشت و در سفر بين نمازهاى ظهر و عصر و همچنين بين مغرب و عشاء را جمع مىكرد و بىآنكه بين آنها فاصله قرار دهد ادا مىكرد ، و پياده به رمى جمره مىپرداخت . چنان كه ابن حجر در كتاب خود صواعق مىنويسد : زين العابدين ( ع ) تنها كسى بود كه در علم و زهد و عبادت جاى پدر بزرگوار خود را گرفته بود و در وقت گرفتن وضو تغيير مىيافت و رنگش به زرد مىگراييد . وقتى از اين موضوع از وى پرسيدند ، گفت : شما نمىدانيد در خدمت چه شخص با عظمتى حاضر مىشوم ! . در عظمت و بزرگوارى و عفو اغماض ، هيچ كس به پاى وى نمىرسيد . چندان كه گويند مردى وى را به شدّت ناسزا و دشنام داد اما آن حضرت سخنى نگفت و وى را به حال خود گذاشت . بار ديگر كه به ملاقات امام نايل آمد ، پيش خود چنين احساس كرد كه وى را مجازات خواهد كرد . اما آن حضرت در حالى كه اين آيه را قرائت مىكرد :
« 2 » به وى گفت : تو را عفو كردم . در كتاب خصال به نقل از امام باقر ( ع ) آمده است كه : على بن الحسين ( ع ) در شبهاى تاريك جهت يارى و مساعدت به فقرا به راه مىافتاد ، و در حالى كه به يك دست مقدارى پول و بر پشت مباركش انبانى از غذا داشت به خانهء فقرا مىرفت . در را مىكوبيد و به آنها غذا و نان و پول مرحمت مىكرد و صورت خود را مىپوشانيد تا كسى او را نشناسد ، و تا آنگاه كه چشم از جهان فرو بست ، اين امر همچنان ادامه داشت . پس از آن اهالى مدينه كسى را نيافتند كه معاش آنها را تأمين كند ، و در چنين موقع بود كه به اين امر واقف شدند كه شخصى كه همه شب به خانههاى آنها مىرفت و به آنها غذا و پول مىرساند ، على بن الحسين ( ع ) بوده است . گويند روزى كه جامهاى از خز بر تن كرده و از خانه به راه افتاده بود . سائلى به عنوان سؤال وى را مورد اعتراض قرار داد و به آن رداء درآويخت . آن حضرت بىآنكه به اعتراض وى پاسخ گويد ، وى را ترك كرد و جامه را به او داد . در روز عرفه بود كه جمعى توجه آن حضرت را جلب كرده كه از مردم سؤال مىكردند . رو كرد به آنها و گفت : واى بر شما ، در چنين روزى كه درهاى رحمت الهى بر روى مردم تا آنجا