تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
تابستان فرا مىرسيد آن را به فروش مىرسانيد و پول آن را به فقرا صدقه مىداد . در تابستان از دو نوع جامه از لباسهاى مصرى استفاده مىكرد كه به بهاى يك دينار خريدارى كرده و هر بار يكى از آنها را بر تن مىكرد و مىگفت :
( قُل مَن حَرَّم زِينَةَ اللَّه الَّتِي أَخْرَج لِعِبادِه . . . )

« 1 » در حديث ديگرى مىگويد : خبر داد ما را محمد بن اسماعيل بن ابى فديك و عبد اللّه بن مسلمه و اسماعيل بن عبد اللّه بن ابى اويس كه گويند حديث كرد ما را از محمد بن هلال كه گويد : روزى به ديدار على بن الحسين ( ع ) نايل آمدم در حالى كه وى عمامه‌اى بر سر نهاده و قسمتى از آن را در پشت سر خود فرو آويخته بود .

اخلاق آن حضرت

على بن الحسين ( ع ) در كليه صفات بارز انسانيت و اخلاق و فضيلت به حد كمال بود . نسبت به اهل زمان ، افضل و اعلم وافقه و اورع و اعبد و اكرم و احلم و اصبر و افصح و در مكارم اخلاق و در راه صدقه و انفاق و مهربانى و عطوفت نسبت به فقراء و مساكين و خيرخواهى ، از نيكوترين افراد بود ، و هيچ كس به پايهء وى نمىرسيد ؛ و شخصيت و عظمت آن حضرت به اندازه‌اى بود كه دور و نزديك و دوست و دشمن را تحت تاثير جذبه و روحانيت خود قرار مىداد . چندان كه گويند : يزيد بن معاويه پس از واقعهء حره كه دستور داد كليهء اهالى مدينه با وى بيعت كنند ، تنها على بن الحسين ( ع ) بود كه از اين فرمان استثناء گرديده بود ، و اگر از او نيز بيعت مىخواست بدان جهت بود كه وى را برادر و ابن عم خود محسوب مىداشت . در پوشيدن لباس و علم و فقه و عبادت به جدّ بزرگوار خود امير المؤمنين ( ع ) شباهت بسيار داشت . از صفات بارز آن حضرت اين بود كه هر كس نسبت به وى رفتار سوئى نشان مىداد ، بر عكس با وى به نيكى و احسان رفتار مىكرد . فى المثل هشام بن اسماعيل به هنگامى كه والى مدينه بود آن حضرت را به شدّت مورد رنج و آزار قرار داد . اما به وقتى كه از امارت معزول گرديد ، وليد دستور داد ، وى را بر در خانهء مروان قرار دهند و چنانچه حق كسى را پايمال كرده از وى بازخواست كنند و بدين ترتيب مردم وى را مورد سرزنش و دشنام قرار دادند . اما همين كه امام وى را بدين حال مشاهده كرد بر او سلام كرد و به نزديكان خود دستور داد ، هرگز معترض او نگردند و به آزارش نپردازند . عجيب اينكه پسر عم آن حضرت كه اغلب به آزار وى مىپرداخت ، امام شبها به خانهء وى مراجعه مىكرد و بىآنكه خود را معرفى كند مبالغ بسيارى پول به وى اعطا مىفرمود ، و او بىآنكه از اين امر اطلاعى داشته باشد در حالى كه به بدگويى امام مىپرداخت ، مىگفت : اما على بن الحسين هرگز يادى از من نمىكند . آن حضرت همچنان اين كلمات را مىشنيد و با صبر و شكيبايى تحمل مىكرد و هرگز سخنى بر زبان نمىآورد ، تا آنگاه كه چشم از جهان فروبست . و ديگر كسى به كمك وى نشتافت . دانست كسى كه هر شب به خانهء وى مىرفت و ياريش مىكرد همان على بن الحسين ( ع ) بوده
هامش
( 1 ) بگو اى پيغمبر ، كيست كه حرام كند آن زينت و زيورى كه خداى از بهر بندگان خود آفريده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده ؟ ( سورهء اعراف آيهء 31 )