تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
پرداخت . دعاى مزبور كه در ميان شيعيان مشهور و به تفصيل آورده شده است . غالبا به هنگام توقف در عرفات به خواندن آن مىپردازند و از معارف آن بهره‌مند مىگردند . در بامداد روز عاشورا همين كه سواران نزد حسين ( ع ) رفتند ، سر به سوى آسمان برداشت و گفت : بار الها در هر سختى و اندوهى تو پشت و پناه منى . در هر مهلكه جز تو از هيچ كس اميد نجات نداشته‌ام و تو در شدايد و مصائب پناه من و فريادرس من بودى . بسا دشوارى كه در آن ، دل ناتوان مىگردد و تدبير سودى نمىدهد . دوست به ذلّت و خوارى مىافتد و دشمن شاد مىگردد . من اين مصائب را پيش تو آورده‌ام و نزد تو شكوه كردم . از غير تو چشم پوشيدم و به تو دل بستم . تو از كارم گره گشودى و غم و اندوهم را از ميان بردى . پس در هر كارى كه برايم پيش آيد ، تو تكيه‌گاه و وسيله ساز منى . تو خداوند هر نعمت و خداوند هر نيكى و منتهاى هر آرزو هستى .

اشعار منسوب به امام

على بن عيسى اربلى در كتاب كشف الغمه مىنويسد : تاريخ‌نويسان اشعارى چند به امام حسين ( ع ) نسبت داده‌اند ، و در ميان آنها شعرى است به خط ابو عبد اللّه احمد بن خشاب نحوى كه به دست نگارنده رسيده و در اين نوشتار آمده است . ابو مخنف لوط بن يحيى گويد : اكثر اشعارى كه به سرور ما ابو عبد اللّه الحسين ( ع ) نسبت داده شده ، درست نبوده است . بلكه امام حسين ( ع ) در سخنان خويش بدان اشعار تمثل جسته است . نگارنده با بررسى و تحقيق بسيار و در زمانهاى مختلف به منابع گوناگون مراجعه كرده و با استخراج از ميان آنهايى كه گمان مىرفت منسوب به آن حضرت باشد ، انتخاب كردم ؛ و به نقل از راويان موثق و مورد اعتماد پرداختم . در ميان آنها ، عبد الرحمن بن نجبهء خزاعى را مىتوان نام برد كه خود يكى از كسانى است كه به زندگانى و بزرگوارى اهل بيت ( ع ) و حوادث مربوط به آنها آشنايى كامل داشته است . يكى ديگر از اين افراد كه به نقل اشعار آن حضرت پرداخته است ، مسيب بن رافع مخزومى و غير آن و همچنين رجال بسيارى ديگر كه از امام اشعارى را ذكر كرده‌اند . چنين افتاد كه روزى يكى از اهالى ساكن در سرزمين سلع ، براى نگارنده به خواندن شعرى پرداخت . پس به وى گفتم ، شعر خود را براى من بنويس . وى كه سخت به لباس من نگاه مىكرد ، گفت : چه رداى زيبايى بر تن دارى . من كه رداى خود را در همان روز به ده دينار خريدارى كرده بودم ، به وى بخشيدم . بدين ترتيب او به سرودن شعر خود پرداخت و من مىنوشتم . وى گفت : اشعار ابو عبد اللّه الحسين بن على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى چنين بود :
ذهب الذين احبهم * و بقيت فيمن لا احبه فيمن اراه يسبنى * ظهر المغيب و لا اسبه يبغى فسادى ما استطا * ع و امره مما اربه حنقا يدب الى الضرا * ء و ذاك مما لا ادبه و يرى ذباب الشر من * حولى يطن و لا يذبه