تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
از هر سو به جانب شما رو مىآورند . جانم فداى شما باد بار ديگر سفارش من به شما اين است كه از مكه و حرم شريف دور نگرديد . سوگند به خداى چنانچه شما را آسيبى رسد و از ميان ما برويد ، آن وقت است كه ما به دستبرد راهزنان گرفتار خواهيم شد . بدين ترتيب ورود امام حسين ( ع ) به مكه در روز جمعه سوّم شعبان بوده است و چنان كه قبلا اشاره شد خروج آن حضرت از مدينه در بيست و هشتم رجب اتفاق افتاد . بنابراين فاصلهء اين دو شهر را در مدت پنج روز طى كردند . امام ( ع ) به مكه وارد شد در حالى كه اين آيه را مىخواند :
( وَ لَمَّا تَوَجَّه تِلْقاءَ مَدْيَن قال عَسى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيل ، )
هنگام ورود امام ( ع ) به مكه ، در سوّم شعبان بود . بقيّهء اين ماه و همچنين ماه‌هاى رمضان و شوال و ذىقعده را در مكه اقامت كرده و هنگام خروج آن حضرت از مكه هشتم ذى حجه بوده است . طى اين مدت كه امام ( ع ) در مكه اقامت داشت ، مردم از اطراف به خانهء او رو مىآوردند و بزرگان قوم از نقاط دور دست و شهرهاى مختلف به ديدارش نايل مىشدند . پسر زبير كه در مكه پيوسته كنار خانهء كعبه به نماز و طواف پرداخته بود ، به همراه مردم گاه دو روز متوالى و گاه دو روز يك بار به ديدار آن حضرت مىشتافت ، و به مشورت با امام ( ع ) مىپرداخت . اما وجود آن حضرت در مكه از همه كس بر او گرانتر بود ، زيرا كه خود مىدانست كه تا حسين ( ع ) در مكه هست مردم حجاز با او بيعت نخواهند كرد ، چون امام حسين ( ع ) نزد مردم محبوب‌تر و مقامش والاتر است . و مردم نيز به وى ميل و رغبت بيشترى دارند .

اهالى كوفه از امام ( ع ) دعوت مىكنند

وقتى مردم كوفه از مرگ معاويه آگاه شدند و دانستند كه امام حسين ( ع ) با يزيد بيعت نكرده است ، بيدرنگ دربارهء يزيد به جستجو پرداختند . آنگاه بر در خانهء سليمان بن صرد خزاعى گرد آمدند . همين كه اجتماع آنان كامل شد ، سليمان برخاست و به ايراد سخن پرداخت . وى در پايان گفتار خود گفت : شما اطلاع يافته‌ايد كه معاويه به هلاكت رسيده و به سوى پروردگار رفته است تا به سزاى اعمال خود برسد . فرزندش يزيد به جاى او به حكومت رسيده است . حسين بن على ضمن مخالفت با او و بدان جهت كه از چنگال طاغوتيان آل ابو سفيان اموى در امان باشد رهسپار مكه شده است . شما كه از شيعيان او و قبلا نيز از پيروان پدرش بوده‌ايد ، امروز نيازمند يارى شماست . چنانچه مىدانيد و آماده هستيد وى را يارى دهيد و با دشمنانش به مبارزه پردازيد ، آن حضرت بنويسيد و آمادگى خود را جهت دعوت به كوفه اعلام داريد . اما چنانچه از پراكندگى و سستى در يارى او بيم داريد ، وى را فريب ندهيد . همه يك صدا گفتند : ما با دشمن او خواهيم جنگيد و در راه او جانفشانى و خود را فداى او خواهيم كرد . بدين ترتيب اهالى كوفه نامه‌اى براى حسين بن على ( ع ) نوشتند و به وسيلهء عده‌اى همراه با ابو عبد اللّه جدلى ارسال داشتند . نامهء مزبور به اين شرح بود : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، نامه‌اى است به حسين بن على از سليمان بن صرد ، مسيّب بن نجبه ، رفاعة بن شدّاد بجلى ، حبيب بن مظاهر و عبد اللّه بن وال ، و شيعيان او از مؤمنين و مسلمين از اهالى كوفه . سلام بر تو ، اما بعد ، سپاس خداوندى را كه دشمن سركش و ستمكار و دشمن پدر شما را درهم شكست و نابود كرد . دشمنى كه به اين امّت يورش برد و به ستمكار خلافت و زمامدارى آنان را به چنگ خود درآورد ، و اموال آنان را به زور بگرفت و بىآنكه رضايت آنان را فراهم آورد ، خود را فرمانرواى آنان كرد . نيكان و برگزيدگان آنان را بكشت ، و بدكاران و اشرار را به جاى نهاد ، و مال خدا را دست به دست در ميان