اسماعيل ! « هانى ابن » « 1 » يعنى سنگ به من بده اسماعيل در جواب به عربى مىگفت « يا ابه هاك حجرا » يعنى اى پدر سنگ را بگير .
ضمناً از اين آيه اين نكته نيز استفاده مىشود كه پس از فراغت از عبادت « دعا » مطلوب و مندوب است چنان كه ابراهيم و فرزندش پس از انجام ساختمان كعبه دعا كردند و از خداوند پذيرش آن را درخواست نمودند .
داستان مهاجرت اسماعيل و هاجر
على بن ابراهيم بن هاشم از پدر خود و او از نضر بن سويد از هشام از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : براى ابراهيم عليه السلام هنگامى كه در صحرايى از سرزمينهاى شام اقامت داشت فرزندى از هاجر متولد گرديد كه اسماعيل نام يافت .
ساره همسر ديگر ابراهيم عليه السلام چون داراى فرزندى نبود از اين موضوع بشدت متأثر و ناراحت گرديد .
تقدير اين جمله اين است : « يقولون »
رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا
يعنى در حالى كه مىگفتند پروردگارا ! از ما بپذير در قرائت عبد اللَّه بن مسعود است : « يقولون ربنا تقبل منّا » نظير حذف كلمهء « يقولون » كه در اين مورد واقع گرديده است در قرآن كريم بسيار است مثل :
« وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ
» « 2 » منظور اين است كه يقولون سلام عليكم و مثل
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ
« 3 »
هامش
( 1 ) در نسخه مصححه اين كلمه به همين صورت است ولى ظاهرا اشتباه است و در زبان عبرانى « ابن » به معناى سنگ و « تن لى » به معناى آن است كه به من بده و منظور روايت اين است كه اسماعيل نخستين كسى از اولاد ابراهيم است كه زبان عربى را ياد گرفت و به آن تكلم كرد و اينموضوع به اين جهت بود كه وى با اعراب « جرهم » كه بآنسرزمين آمدند معاشرت كرد ( شعرانى )
( 2 ) آيه 22 - 23 سورهء رعد يعنى « ملائكه از هر درى بر آنها وارد ميگردند و ميگويند سلام و تحيت بر شما باد » .
( 3 ) آيه 93 سورهء انعام يعنى ملائكه براى قبض روح آنها دست بسوى آنها ميگشايند و ميگويند جان خود را از بدن بيرون كنيد