بعضى گفتهاند تقدير آيه اين است : « يقول ربنا تقبل منا » يعنى در حالى كه ميگفت پروردگارا از ما بپذير و ضمير يقول به « ابراهيم » برميگردد باعتبار اينكه اسماعيل در وقت ساختن خانهء كعبه كودكى بيش نبود و تنها ابراهيم عليه السلام پايههاى آن را برمىافراشت ولى اين قول نادر ، و غير قابل است زيرا مسلم است كه ابراهيم و اسماعيل با هم خانهء كعبه را بنا ميكردهاند .
ابن عباس ميگويد به اين مناسبت بناى خانهء كعبه بابراهيم و اسماعيل نسبت داده شده است كه اسماعيل بابراهيم سنگ ميداد و او آن را روى پايههاى خانهء كعبه ميپيچد و بالا ميبرد .
جمله
« تَقَبَّلْ مِنَّا »
دليل آن است كه « كعبه » را بعنوان عبادتگاه ساختهاند زيرا توقع و انتظار پاداش از خداوند تنها در تأسيس ساختمانى است كه داراى جنبه عبادت و اطاعت باشد .
و منظور از جمله « تقبل منّا » اين است كه پروردگارا بما در برابر اين عمل ثواب عنايت كن و موجبات ناراحتى ابراهيم عليه السلام را نيز فراهم كرد ، ابراهيم عليه السلام در اين باره بدرگاه خداوند شكايت نمود خداوند بوى وحى كرد كه : زن مانند دندهء كج است اگر آن را به حال خود بگذارى از آن بهرهمند ميشوى ولى راست كردن آن موجب شكسته شدن آن ميگردد « 1 » .
از آن پس پروردگار او را امر فرمود كه اسماعيل را با مادرش هاجر از آن سرزمين بيرون ببرد ابراهيم عرض كرد پروردگارا آنها را كجا ببرم ؟ خداوند فرمود آن را به « حرم » و محل امن من و نخستين نقطهاى از زمين كه آفريدهام يعنى « مكه » ببر در آن حال جبرئيل عليه السلام با « براق » بحضور ابراهيم آمد ابراهيم هاجر و اسماعيل را
هامش
( 1 ) مؤلّف در اين مورد به اين شعر استشهاد كرده است : هى الضلع العوجاء لست تقيمها الا ان تقويم الضلوع انكسارها . يعنى زنان استخوانها و دندههاى كجى هستند كه هرگز نميتوانى آنها را راست كنى بدانيد كه راست كردن دندهها موجب شكسته شدن آنها است