تفسير :
در اينجا خداوند براى تسلّى خاطر رسول اكرم حالات كفّار را در گذشته بيان مىكند .
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً . . .
- مردم يك گروه و يك ملت و بر آئين بودند .
در اينكه مردم در آغاز به چه آئينى بودند اختلاف شده است :
جمعى ميگويند بر « كفر » و اين معنا در يك نقل از ابن عباس و حسن نقل شده و « جبائى » نيز آن را اختيار كرده است .
اينان در اينكه اين كفر ، چه زمانى بوده نيز با هم اختلاف دارند « حسن » ميگويد در فاصله زمانى بين آدم و نوح . بعضى ميگويند پس از نوح تا بعثت ابراهيم و پيامبران بعدى .
و بعضى ديگر معتقدند اين كفر ، قبل از بعثت هر پيامبرى بوده ولى اين قول صحيح نيست زيرا خداوند بيشتر پيغمبران را براى مردم مؤمن و گرويده ميفرستاد .
سؤال :
با اينكه ممكن نيست از طرف خدا ، زمين از وجود حجت بر مردم خالى بماند چگونه ميتوان گفت كه تمام مردم كافر بودند ؟
پاسخ :
ممكن است گفت فردى و يا افرادى مؤمن و هدايت يافته و حجت الهى در آن زمانها موجود بودهاند ولى چون كم بودند و قدرت نداشتند نميتوانستند دين خود را ظاهر نمايند و چون اكثريت و غلبه با كفار بوده آنان به حساب نيامدهاند .
در تفسير
« أُمَّةً واحِدَةً »
جمعى ميگويند مراد اينست كه تمام مردم بر دين حق بودند اين قول از « قتاده » و « مجاهد » و « عكرمه » و « ضحاك » و در نقل ديگرى از « ابن عباس » نقل شده است .
اين دسته در اينكه اين دين حق در چه زمان بوده اقوالى دارند از اينقرار :