نميگردند مگر اينكه دين آن گروه و يا قبلهء آنان را - همانطور كه برخى گفتهاند - پيروى نمايى .
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى . . .
- بگو راهنمايى خدا تنها راهنمايى است .
ابن عباس در تفسير اين جمله ميگويد : بگو اى محمّد : دين خدا كه موجب خشنودى او است همان دينى كه تو د برخى گفتهاند : هدايت خدا يعنى قرآن تنها چيزى است كه مردم را بسوى بهشت راهنمايى مىكند - نه روش يهود و نصارى - پارهاى گفتهاند . منظور از جمله اين است : كه راهنمايى خدا تنها راهنمايى است و هدايت او تنها حق است همانطور كه گفته مىشود : روش فلان كس تنها فلان روش است .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ . . .
- و اگر چنانچه پيروى كنى اهواء ايشان را .
يعنى خواهشهاى آنان را .
ابن عباس ميگويد معناى آن اين است : هر گاه بسوى قبلهء آنان نماز گزارى .
بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ . . .
- بعد از علمى كه براى تو آمده .
منظور از « علم » بيانى است كه از ناحيهء خداوند آمده و برخى گفتهاند :
مراد دين است .
ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ . . .
- نيست براى تو اى محمّد از جانب خدا ولىّ و نصيرى .
منظور از « ولىّ » كسى است كه او را از كيفر مصون بدارد و مقصود از « نصير » كسى است كه با كمك خود كيفر را از او باز دارد .
آنچه از آيه استفاده مىشود :
اين است كه كسى را كه خداوند ميداند نافرمانى نخواهد كرد و گرفتار مخالفت به هيچ وجه نخواهد شد با اين حال ميتواند او را بترساند و توعيد نمايد زيرا خداوند ميداند كه پيامبر او هيچگاه پيروى خواهشهاى يهود و نصارى را نخواهد كرد پس اين