« حَوِّلْ لَنا اْلصَّفا ذَهَباً » « 1 » و از همين جهت است كه خداوند فرمود :
« أَ تَواصَوْا بِهِ »
« 2 »
قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ . . .
- ما روشن كرديم نشانهها را .
يعنى دلائل و معجزاتى كه از آنها راستى پيامبرى محمّد دانسته مىشود .
لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ . . .
- براى گروهى كه يقين دارند .
يعنى گروهى كه از راه معجزات و دلائل روشن وارد شده و در نتيجه بمقام يقين رسيدند پس شما هم همان روش را پيروى نمائيد تا يقين پيدا كنيد و منظور اصلى اين است : كه اين آيات و نشانههايى كه دليل بر راستى پيامبرى او است براى كسى كه عناد را رها كرده و جوياى حقّ باشد كاملًا كافى است .
پرسش :
چه مانعى داشت كه آن نشانههايى را كه آنان درخواست كردند از جانب خداوند ميآمد تا دليل و برهان محكمتر و استوارتر گردد .
پاسخ :
ميزان در مورد آمدن آيات مصلحت است و چنانچه خدا ميدانست كه در آمدن آن نشانهها نيز مصلحت موجود است حتماً آنها را اظهار ميكرد و چون اظهار نكرد پى ميبريم كه مصلحتى در آنها وجود نداشته و ميزان در آنها محقّق نبوده است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 119 ]
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ ( 119 )
[ ترجمه ]
ما تو را بحقّ فرستاديم در حالى كه مژده دهنده و ترساننده هستى و از ياران آتش سؤال كرده نميشوى ( 119 )
شرح لغات
جحيم . . . - آتش شعلهور .
هامش
( 1 ) بگردان براى ما كوه صفا را طلا .
( 2 ) سورهء 51 آيه 53 آيا سفارش كردهاند پيشينيان اينها را به اين سخن - كه گفتند او يا ساحر است و يا ديوانه - .