3 - معناى تعرّض را مىرساند يعنى تا متعرّض تقوى شويد .
و در معناى « تتّقون » نيز دو قول است :
1 - ابن عباس و حسن و ابن زيد ميگويند : يعنى شايد از كشتن اشخاص بوسيلهء ترس از « قصاص » پرهيز و خوددارى كنيد » .
2 - شايد از پروردگار بترسيد و در نتيجه ، از ارتكاب گناه خوددارى نمائيد .
مؤلّف : معناى دوّم اعمّ است
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 180 ]
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ( 180 )
[ ترجمه ]
بر شما فرض و لازم گرديد كه هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسيد در صورتى كه داراى مال باشيد براى پدر و مادر و خويشاوندان خود بطورى كه شايستهء عدل است وصيت كنيد . براى كسانى كه داراى تقوى باشند وصيت حق ثابت و واجب است
شرح لغات
معروف : عدالتى كه هيچگونه ظلم و اجحافى در آن نباشد .
حَضَرَ : حاضر گرديد .
حقّ : فعلى كه انكار آن روا نيست بعضى گفتهاند « حقّ » به چيزى كه صحّت آن مسلّم و معلوم است اعمّ از اينكه فعل يا قول يا اعتقاد باشد گفته مىشود .
تفسير
بعد از آن خداوند متعال ببيان قانون ديگرى پرداخت و فرمود :
كُتِبَ عَلَيْكُمْ . . .
- يعنى بر شما فرض و لازم گرديد .
إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ . . .
- وقتى كه مرگ يكى از شما رسيد . مراد از آن فرا رسيدن اسباب مرگ از قبيل مرض و پيرى و مانند آن است نه اينكه هنگامى كه مرگ بوسيلهء رؤيت حضرت « ملك الموت » محقّق شد وصيّت كند زيرا آن حالت مانع آنست كه انسان بوصيّت بپردازد .
بعضى گفتهاند مراد اين است كه بر شما فرض گرديده است كه در حال صحّت