14 حرف است ولى
« فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
از 10 حرف تشكيل گرديده است .
و در
« فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
چون حروف تكرار نشده است كلفتى نيست ولى در « القتل انفى للقتل » حروف تكرار شده است و تكلّفى بوجود آمده است .
و امّا تناسب حروف در تعبير قرآن ، علاوه بر اينكه حسّ آن را درك مىكند از اين نظر است كه انتقال از فاء به لام ( في القصاص ) از انتقال از لام به همزه ( در القتل انفى ) مناسبتر است زيرا ميان لام و همزه از لحاظ مخارج حروف فاصلهء بسيار است و همين طور انتقال از صاد به حاء در
( فِي الْقِصاصِ حَياةٌ )
از انتقال از الف به لام ( در انفى للقتل مناسبتر است .
بنا بر اين ، هر چند آن تعبير نيكو و بليغ است ولى تعبير قرآنى از لحاظ اينكه جامع مزاياى نامبرده است بليغتر و بهتر است .
شاعر نيز از قرآن اقتباس كرده و گفته است :
( ابلغ ابا مسمع عنّى مغلغلةً * و في العتاب حياة بين اقوام
يعنى از طرف من به ابو مسمع از شهرى بشهرى ابلاغ كنيد كه زندگى ميان اقوام تنها در عتاب است .
اين شعر هر چند لطيف و نيكو است ولى تفاوت ميان آن و تعبير قرآن همان تفاوتى است كه ميان ادنى درجهء فصاحت و بلاغت و اعلى درجهء آن موجود است و نخستين تفاوت ميان آنها اين است كه در اين شعر از « عتاب » سخن بميان آمده ولى در عبارت قرآن دعوت بعدل است بعلاوه در شعر ابهامى وجود دارد امّا آيه بر توضيح و بيان است مشتمل است .
يا أُولِي الْأَلْبابِ . . .
- اى خردمندان ! از اينجهت خردمندان را مورد خطاب قرار داد كه تنها آنان عواقب امور را درك مىكنند .
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ . . .
- در معناى « لعلّ » سه قول است :
1 - به معناى « لام » است يعنى « لتتّقوا » تا داراى تقوى بگرديد .
2 - به معناى طمع و رجاء است يعنى باميد اينكه داراى تقوى شويد .