بر خلقت اجسام غير از مبدء قديمى كه جسم و عرض نيست قادر نيست چون اشيايى كه داراى اوصاف اجسام و اعراض است حادث است و هر حادثى احتياج بمُحدث دارد و گرنه تسلسل لازم ميآيد و بطلان آن روشن است .
و از نظام متقن و مستحكم و دقيقى كه در آسمانها و زمين به كار رفته است اين نكته نيز روشن ميگردد كه پديد آورندهء آنها عالم و حكيم است .
2 - آمد و رفت منظم شب و روز از لحاظ اينكه داراى نظام مخصوصى است و از هر يك از آنها كه كاسته مىشود به همان مقدار بطور منظم بر ديگرى افزوده مىشود و هيچگاه در اين نظام اختلال و هرج و مرج راه پيدا نميكند اين موضوع كه با حركت منظم خورشيد و ماه « 1 » ارتباط كامل دارد ، دليل بزرگى بر وجود مبدء دانا و توانايى است كه با تدبير و حكمت خود آنها را اداره مىكند و هرگز غفلت و نسيان بر او عارض نميگردد .
3 - كشتىهايى كه به منظور تأمين منافع مردم در روى آبها در جريان است از لحاظ اينكه آب در خلقت خود داراى لطافت و رقّت مخصوصى است كه اگر اينطور نميبود جريان كشتىها بر روى آن ممكن نميشد و از لحاظ اينكه بادها طورى منظم و مسخّر گرديدهاند كه بر خلاف جهت جريان آب هم ميوزند ، دلالت كامل بر وجود پروردگار نعمت بخش و مهربانى كه براى تأمين منافع بشر اين تدبيرها را به كار برده و اين خواص را براى آب و باد و موادّى كه كشتىها را از آنها ميسازند قرار داده است ، دارد و بر اين نكته نيز ضمناً دلالت دارد كه آن پروردگار از جنس بشر و از قبيل اجسام نيست زيرا اجسام هرگز نميتواند اين تدبيرها را به كار برده ، اين خواصّ را ايجاد كنند .
4 - امّا اصل وجود آب در روى زمين و از لحاظ اينكه آن ، از آسمان قطره
هامش
( 1 ) حركت ماه در اين موضوع دخالت ندارد بلكه همانطور كه امروز ثابت شده است « حركت وضعى و انتقالى زمين » كه طبق نظام معينى صورت ميگيرد علت تفاوت منظم شب و روز و پيدايش فصول سال است .