تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كه منظور از « عالم » اين است كه او بجميع معلومات عالم است و جهل بر او اصلًا جائز نيست و مقصود از « قادر » كه او بر همه چيز قدرت دارد و ابداً عجز بر او جائز نيست و مراد از « حىّ و باقى » اين است كه مرگ و فنا بر او هرگز روا نيست در اين صورت اين نوع صفات و كيفيت اتّصاف به آنها مخصوص خداوند است . اگر در اجسام فوق قسّم اوّل را توحيد در ذات و دوّم را توحيد در نفى شريك و سوّم را توحيد در عبادت و چهارم را توحيد در صفات بگوئيم بسيار مناسب خواهد بود .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . . .
- معناى اين كلمه اين است كه : اللَّه هو الأله وحده يعنى الهيّت منحصر در اوست علماء اختلاف كرده‌اند كه آيا اين كلمه دلالت بر « نفى مثل » از خداوند دارد يا نه ؟ محقّقين ميگويند مفاد اين كلمه « نفى مثل » از خداوند نيست زيرا خداوند مثل ندارد تا با اين كلمه آن را نفى كنيم ولى بعضى گفته‌اند مفاد آن نفى مثل است يعنى در عالم تصوّر مثلى براى خدا ميتوان فرض كرد و اين كلمه آن را نفى مىكند .
الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ . . .
- از اين نظر وصف
« الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »
را پس از
« لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
ذكر كرد كه علّت استحقاق عبادت را بيان كرده باشد يعنى او از اين جهت شايستگى عبادت را دارد كه از روى رحمت خود نعمت‌هاى بزرگى كه غير او قدرت اعطاء آنها را ندارد ببندگان خود بخشيده است زيرا رحمت به معناى نعمت بخشى بر محتاجان است و ما معناى « رحمن و رحيم » را قبلًا بطور مشروح بيان كرده‌ايم .

نظم كلام

اين آيه با قبل و بعد خود ارتباط كامل دارد و امّا ارتباط آن بما قبل خود نحوهء ارتباط حسنه با سيّئه است كه اثر آن را محو مىكند زيرا خداوند پس از ذكر شرك و احكام و آثار آن بذكر توحيد و احكام آن پرداخت و امّا ارتباط آن با ما بعد آن مانند ارتباط دليل با مدّعا و مدلول است چون مطالبى كه در آيهء بعد ذكر فرموده است دليل بر صحّت توحيد و خداشناسى است .