2 - بعضى گفتهاند چون اهل كتاب مىگفتند بيت المقدس قبلهء پيغمبران سابق بوده است و آنچه بطور توارث از پيغمبران الهى بما رسيده است نبايد تغيير كند لذا لازم است كه هميشه همان ، قبلهء مردم باشد .
خداوند به اين جمله جواب از اين گفتار داده است كه لازم نيست نقطهاى كه براى ملّتى قبله بوده است براى ملت ديگر هم « قبله همان باشد بلكه جائز است خداوند بر حسب مصالحى كه ميداند براى هر ملّتى قبلهء مخصوصى قرار بدهد .
قاضى ميگويد ظاهر آيه اين است كه هيچيك از يهود و نصارى از قبلهء ديگرى تبعيّت نخواهند كرد و ضرورتى در بين نيست كه از ظاهر آيه دست برداشته آن را تأويل نمائيم زيرا تا كنون ثابت نشده است هيچ فردى از يهود نصرانى شود و يا فردى از نصرانى يهودى گردد و از قبلهء خود صرف نظر كرده تابع قبلهء ديگرى گرديده باشد .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ . . .
- ظاهر خطاب متوجه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله مىباشد و در معناى آن چهار قول است :
1 - حسن و زجّاج ميگويند : « در اين خطاب حقيقة شخص پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله مراد نيست بلكه اين تهديد متوجّه امّت اسلام مىباشد كه بدانند ، پيروى از يهود و نصارى موجب استحقاق عذاب است » .
2 - جبائى ميگويد : « منظور اين است كه اگر تو اى پيغمبر از هوسهاى اهل كتاب از روى مدارا پيروى كنى بتوقّع اينكه آنها به تو ايمان بياورند در اين صورت بخودت ظلم كردهاى زيرا ما به تو اعلان كردهايم كه آنها هرگز به تو ايمان نخواهند آورد » .
3 - خداوند خواسته است به اين بيان ، فساد مذهب آنها را بطور صريح بيان كند و اينكه مذهب آنان باندازهاى فاسد و بى اساس است كه هر كس از آن تبعيّت كند جزء ستمكاران خواهد شد .
4 - قاضى ميگويد : خداوند با اين بيان پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را نهى مىكند كه به آنها اعتماد نكند و با آنها معاشرت ننمايد تا آن حضرت و پيروانش در مخالفت با يهود و نصارى ثابت قدم باشند .