« أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ »
« 1 » ( خدا ايمان را در دلهايشان نگاشته ) ايمان را بقلب اضافه نموده است .
رسول اكرم اشاره به سينهاش نموده فرمود : ايمان امريست سرّى و درونى و اسلام تجلى و خود نمايى آنست در برون « 2 » .
و گاهى به خود اقرار بشهادتين « ايمان » و « تصديق » گفته مىشود جز اينكه اگر از روى علم و يقين نباشد به آن ايمان ظاهرى و لفظى ميگويند .
گاهى باعمال بدنى ناشى از ايمان بمناسبت و استعاره ، نيز ايمان و يا تصديق گفتهاند ، مثلًا ميگويند : رفتار فلان شخص گفتارش را تصديق مىكند و بديهى است خود كار و رفتار ، ايمان و يا تصديق نيست ولى اگر منشأ و انگيزه آن كار ، و عمل ، ايمان و تصديق باشد به آن كار نيز كلمهء : ايمان و تصديق گفته مىشود .
برخى از مفسرين احتمال دادهاند كه كلمه « بالغيب » بمنزله حال باشد يعنى آنان چون منافقين نيستند كه فقط در حضور مردم اظهار ايمان كنند بلكه در غياب افراد نيز ايمان دارند .
يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
- نماز با شرائط و خصوصيات بجا ميآورند و اقامه هر چيز تعطيل نكردن آن است مثلًا ميگويند : « أقام القوم سوقهم » يعنى ( مردم بازارشان را بر پا كردند يعنى بيع و فروش را رها نكردند ) « 3 » .
ابو مسلم ميگويد منظور از « يقيمون » ادامه فرائض و نمازها است مثلًا كسى كه مرتب غذا و جيره سربازان را ميدهد ميگويند : « فلان يقيم أرزاق الجند » فلانى جيرهء لشكريان را ميدهد و بعضى گفتهاند مراد از اين قيام همان قيام نماز است و چون قيام اولين ركن نماز و عضويست كه ادامه دارد لذا در ميان افعال نماز مورد توجه و
هامش
( 1 ) آيه 22 از سوره مجادله .
( 2 ) الايمان سر و الاسلام علانية .
( 3 ) يكى از شعراء ميگويد :« اقامت غزالة سوق الضراب * لاهل العراقين حولا قميطا »يعنى غزاله ( اسم زنى است كه شوهرش را حجاج كشته بود ) بازار جنگ با اهل عراق را يك سال كامل ادامه داد و تعطيل نكرد . در اينجا « أقامت » به معناى تعطيل نكرد .