تصديق به خدا و پيامبران و ملائكه و جهان ديگر است « 1 » .
« غيب » هر چه از حواس ظاهر پنهان است .
« يقيمون » انجام ميدهند با حدود و شرايط يا مداومت دارند بر آن ، يا آن را بر پا ميكنند .
« المفلحون » رستگاران - ريشه اصلى اين كلمه « فلح » است به معناى قطع ، و چون كشت كار زمين را ميشكافد به دو « فلّاح » گفتهاند و مناسب اين ريشه با معناى مفلح ( رستگار ) اينست كه گويى خير و نيكى براى او باز و شكافته شده است .
تفسير :
در اين آيات صفات پرهيز كاران كه از نور هدايت قرآن بهرهمند شدهاند بيان شده است اولين صفت آنان اينست كه ايمان بغيب دارند ، در اينكه مقصود از غيب چيست اقوالى گفته شده است :
1 - واجبات و محرمات و مباحات يعنى احكام .
2 - قيامت و بهشت و جهنم ( از حسن ) .
3 - آنچه از ناحيهء خداست ( از ابن عباس ) .
4 - هر چه از علم و اطلاع مردم عادى بيرون است ( از ابن مسعود ) .
و در همين عموم داخل مىشود آنچه اماميه نقل كردهاند در تطبيق به غيبت حضرت مهدى عليه السلام و زمان ظهورش زيرا جز خدا كسى آن زمان را نميداند .
5 - قرآن ( زرّ بن حبيش )
هامش
( 1 ) كلمه « مؤمن » كه صفت براى خدا قرار ميگيرد ممكن است بيكى از دو معنى باشد :
1 - از فعل آمنته ( او را امان دادم ) كه يك مفعول دارد و اگر بباب افعال رود دو مفعولى ميگردد مانند : آمنته العذاب ( او را از عذاب ايمن نمودم ) و خدا را از اين جهت « مؤمن » گفتهاند كه او امان دهندهء ( مؤمنان ) است از عذاب .
2 - مؤمن بودن خدا به اين معنا كه او مصدق موحدين و يكتا پرستان است .