كعب گفت : تقوى همين است « 1 » .
از رسول اكرم نقل شده است كه فرمود : بمردم پرهيز كار بدين جهت متقين ( خويش دار ) گفتهاند كه آنان از انجام كارى كه خود گناه ندارد ولى ممكن است سبب ارتكاب گناه گردد خوددارى ميكنند .
عمر بن عبد العزيز ميگويد همانطور كه شخص محرم در حرم از انجام پارهاى امور خوددار است همچنين شخص با تقوى خود را كنترل مىكند .
بعض گفتهاند تقوى آنست كه خدا تو را گرد محرمات و دور از واجبات نبيند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 3 تا 5 ]
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 3 ) وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ( 4 ) أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 5 )
[ ترجمه ]
كسانى كه به ناديده و غيب باور دارند و نماز را به پا ميدارند و از آنچه روزيشان كردهايم انفاق ميكنند .
و كسانى كه به آنچه به تو و پيش از تو نازل شده ايمان ميآورند و بدنياى ديگر يقين دارند .
آنها بر هدايتى كه از جانب پروردگارشان است استوارند و تنها آنها رستگارانند .
شرح لغات
« الذين » كسانى كه ، جمع الذى موصول و يؤمنون صله آن .
« يؤمنون » فعل مضارع از ايمان معناى لغوى آن از ريشه « امن » رساندن خود يا ديگرى بامنيت يا گرويدن يا در امان گرفتن است و در اصطلاح اسلام ، ايمان ،
هامش
( 1 ) ابن معتز شاعر مبتكر عباسى قرن سوم در اين زمينه ميگويد :« خل الذنوب صغيرها و كبيرها فهو التقى * و اصنع كماش فوق ارض الشوك يحذر ما يرىلا تحقرن صغيرة ان الجبال من الحصى » .گناه را چه كوچك و چه بزرگ رها كن كه تقوى همين است و مانند كسى كه در زمين خار دار قدم بر ميدارد در اين جهان رفتار كن گناهان كوچك را حقير مشمر زيرا همين سنگ ريزهها است كه كوه مىشود .