( اين ) است زيرا قرآن حاضر و مورد اشاره قرار گرفته است و در اشعار و ادبيات عرب نظير دارد « 1 » .
فرّاء و ابو على جبائى ميگويند چون خدا به پيامبرش وعده داده بود كه بر او كتابى نازل كند كه آب آن را محو نكند و حوادث ايام از بينش نبرد و كهنهاش نگرداند پس از نازل كردن قرآن فرمود اين همان كتابى است كه به تو وعده داده بوديم .
مبرّد ميگويد : معناى « ذلك » اينست كه اين همان كتابى است كه ما در كتابهاى آسمانى قبلى وعده داده بوديم .
بعضى گفتهاند منظور از كتاب تورات و يا انجيل است ولى با توجه بصفاتى كه قرآن براى اين كتاب ذكر مىكند مانند
« لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ »
( بى شك راهنماى پرهيز كاران است ) و نيز با توجه به تحريف تورات و انجيل بقول خود قرآن :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ »
« 2 » يعنى ( گروهى از يهود كلمات خدا را از محل خود تغيير ميدهند ) .
اين قول كه منظور از « كتاب » تورات و يا انجيل باشد باطل است .
« لا رَيْبَ فِيهِ »
يعنى اين كتاب بيان و هدايت و حق و معجزه است و از اين جهات سزاوار است كه در آن بد گمانى راه نيابد و منظور ، خبر دادن به اينكه كسى در آن بدگمانى و شك ندارد نيست چه ، پيداست كه بسيارى از مخالفين اسلام در آن ترديد كردند .
بعضى گفتهاند در اين آيه چيزى تقدير شده است و آن : « لا سبب ريب فيه » يعنى چيزى كه سبب شك و بد گمانى شده چون تناقض گويى و پيچيدگى كلمات و ادّعاهاى بدون برهان در اين كتاب وجود ندارد .
برخى ديگر كلمهء
« لا رَيْبَ »
را به معناى نهى گرفته ميگويند معناى آيه اينست :
هامش
( 1 ) مانند اين شعر :« اقول له و الرمح يأطر متنه * تأمل خفافاً اننى انا ذلكا »وقتى او را نيزه زدم و پشتش خم شد با نيزه خودم را به او معرفى كردم شاهد در كلمه « ذلكا » است كه به معناى « اين » آمده است .
( 2 ) آيه 45 از سوره نساء