بعضى ميگويند تكرار فقط به منظور تأكيد است مثل اينكه ميگويند اين خانه بين حسن و بين حسين مشترك است كه اگر يكى از آن كلمات « بين » نباشد معنا باز صحيح است . ولى بايد دانست اگر « ايَّاكَ » براى يك فعل تكرار ميشد ممكن بود مفيد تأكيد باشد اما در اينجا براى دو فعل است .
عدهاى ديگر معتقدند تكرار « اياك » از اين نظر است كه بما بياموزد هميشه و براى هر حاجت او را ياد كنيم اگر چه مكرر نشود .
عبادت بدون كمك او ممكن نيست
در اينجا سؤال و اشكالى پيش ميآيد كه چرا جمله
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
بر جمله
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
مقدم شده با اينكه عبادت بدون كمك خدا ممكن نيست ؟
در جواب بايد گفت : كه بى شك كمك خدا جلوتر از عبادت است چه اگر قدرت دادن و كمك او نباشد بنده نميتواند كارى انجام دهد ولى چنين نيست كه اگر در خواست كمك از خدا نشود او كمك نكند و نيرو و يارى ندهد پس آنچه جلوتر از عبادت است خود كمك او است و آنچه مؤخر بيان شده طلب و در خواست آن است .
باضافه وقتى دو چيز با هم مربوط باشند جلو و عقب گفتن آنها تفاوتى در مطلب پيش نميآورد مثلًا ميگويند حقم را پرداختى چه كارى صحيح و نيكو كردى يا اينكه دو جمله را عكس كرده بگويند چه كارى صحيح و نيكو كارى كه حقّم را پرداختى .
بعضى از اين سؤال جواب دادهاند كه ممكن است اين در خواست كمك براى عبادتهاى بعدى باشد .
تكليف بدون قدرت نميشود .
سؤال ديگرى در اين آيه مىشود كه تكليف و فرمان دادن خدا نه عبادت حتماً پس از آن است كه نيرو و توانايى بر آنها داده است چه در غير اين صورت تكليف محال است پس كمك و نيرو خواستن چه اثرى دارد ؟
در جواب گفتهاند كه خود اين در خواست ، عبادت ، و انقطاع از همه وسَائل بسوى او است مانند آيه كريمه :
« رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ »
« 1 » ( خدايا به حق داورى فرما )
هامش
( 1 ) آيه 112 از سوره نساء