خضوع كسى است توأم با عاليترين مرتبه تعظيم و بزرگداشت و شايستگى اين پرستش را ندارد مگر كسى كه اصول نعمتها چون هستى و زندگى و ميل را عطا كرده است و چون جز خداى بزرگ هيچكس توانايى دادن اين نعمتها را ندارد پس پرستش مخصوص او است .
اگر انسانى به ديگرى نيكى كند شايستگى تشكّر و سپاسگزارى را دارد و نيز لزوم اطاعت و فرمانبردارى انسانى از انسان ديگر امكان دارد اما عبادت و پرستش منحصراً در برابر خدا بايد باشد نه ديگرى .
عبادت همان اطاعت نيست .
بنا بر اين قول كسانى كه ميگويند عبادت همان اطاعت است صحيح نيست زيرا اطاعت تنها موافقت فرمان و امر است و بس و لذا پسر كه مطيع پدر و بنده كه فرمانبر صاحبش است درست نيست بگوئيم آنها پدر و يا صاحب خود را مىپرستند و بت پرستان عبادت بت ميكردند نه اطاعت ، چون بت فرمان و امرى نداشت تا آنان پيروى كنند .
توفيق از تو است
مقصود از
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
اين است كه خدايا فقط از تو توفيق و كمك بر عبادت ميخواهم و معناى توفيق درست كردن همه وسائل و اسباب آن چيزى است كه در پيدايش نياز بدانها دارد و از اين جهت كسى كه ديگرى را بر كارى كمك مىكند نميگويند « به او توفيق داد » زيرا او توانست تنها يك سبب « يك قسمت كار را » درست كند اما جمع همه اسباب و مقدمات از قدرت افراد خارج و منحصر به خدا است لذا توفيق فقط از او است .
تكرار چرا ؟
علت اينكه كلمه « اياك » تكرار شده اين است كه اگر فقط يك بار گفته ميشد شايد اين تو هم پيش ميآمد كه راه تقرّب به خدا جمع بين عبادت و استعانت است و اگر يكى از آنها شد مانند كسى كه در عظمت و بزرگى خدا مى انديشد كه خود آن عبادت است ولى از او كمك نميخواهد بايد تقرّب به خدا حاصل نكند .