آنچه از آيه استفاده مىشود
1 - تقليد و پيروى از ديگران بدون دليل و برهان فاسد است زيرا اگر تقليد جايز بود از آنها براى اثبات گفتارشان برهان خواسته نميشد .
2 - محاجّهء در امر دين و تقاضاى دليل و برهان جايز است
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 112 ]
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 112 )
[ ترجمه ]
آرى كسى كه خالص گرداند خويش را براى خدا در حالى كه نيكوكار باشد پاداش كردار او نزد خدا ثابت و بيم و غصهاى براى آنها نيست .
شرح لغات :
اسلم . . . - خالص كرد .
وجهه . . . - خويشتن را .
تفسير
خداوند گفتار آنان - يهود و نصارى - را ردّ نموده و ميفرمايد :
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ . . .
- آرى كسى كه خالص گرداند خويش را براى خدا ابن عباس ميگويد : كسى كه خالص كند خويش را براى خدا به اينكه راه خشنودى او را به پيمايد .
برخى گفتهاند روى خويش را متوجه فرمانبردارى خدا كند .
بعضى گفتهاند : امر خويش را به خداوند واگذار نمايد .
پارهاى گفتهاند در برابر دستورات خداوند تسليم و در پيشگاه او خضوع و تواضع نمايد زيرا كه ريشهء « اسلام » خضوع و انقياد است .
و علت اينكه « وجه » خصوصيت داده شد اين است كه اگر به صورت در هنگام سجود بخل نورزيد به ديگر اعضاء و جوارح بخل نخواهد ورزيد .
وَ هُوَ مُحْسِنٌ
: در حالى كه او نيكوكار باشد .
يعنى در كردار خويش .
و برخى گفتهاند : معناى « احسان » در اينجا ايمان است .