و از بين نميرود زيرا در صورت از بين رفتن يافتن آن امكان ندارد .
إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ . . .
- خداوند اعمال شما را مىبيند .
و چيزى از اعمال شما بر او پوشيده نيست و در آتيه پاداش نيكيها و كيفر زشتكاريهاى شما را خواهد داد پس هنگام ارتكاب اعمال خويشتن را نسبت بجزا و پاداش و كيفر متيقّن به بينيد و بدانيد كسى متصدّى اين كار خواهد شد كه هيچ عملى از ديدهء بصيرت او پوشيده نيست .
و اين جمله - بطور غير مستقيم - دلالت بر وعد و عيد و امر و زجر دارد و اگر چه - بحسب ظاهر لفظ - اخبار از معناى ديگر است
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 111 ]
وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 111 )
[ ترجمه ]
و گفتند : داخل بهشت نميشود مگر كسى كه يهودى يا نصرانى باشد ، اين آرزوى آنها است ، بگو دليل خويش را بياوريد اگر راستگو هستيد .
شرح لغات
هوداً . . . - يهودى .
برهان . . . - دليل .
تفسير
خداوند بخشى از گفتار يهود و ادعاى باطل آنان را بيان فرمود :
وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى . . .
- و گفتند وارد بهشت نميشود مگر يهودى و نصرانى .
اين تعبير بنحو ايجاز است و تقدير آن چنين است : يهود گفتند : داخل بهشت نميشود مگر يهودى ، و نصارى گفتند : داخل بهشت نميشود مگر نصرانى و چون لفظ « من » گاهى در مورد يك فرد و گاهى در گروه استعمال مىشود از اينرو كلمهء « كان » به صورت مفرد آورده شد ، و علت اينكه در كلام تقدير قائل شديم اين است : كه هر يك از يهود و نصارى براى ديگرى شهادت به بهشت نميدهند پس معلوم مىشود كه