و قتاده - سحر را به سليمان نسبت داده و خيال مىكردند كه سلطنت او روى پايهء سحر استوار است از اينرو خداوند او را تبرئه نمود و در علت نسبت دادن يهود سحر را به سليمان اختلاف شده است :
و برخى گفتهاند : انگيزهء آن اين بود كه سليمان كتابهاى ساحرين را جمع - آورى نموده و در خزانهء خويش قرار داد .
سدى ميگويد : آن كتابها را زير تخت خويش قرار داد تا مردم آگاهى پيدا نكنند پس از مرگ سليمان ساحرين كتابها را بيرون آورده و گفتند : سلطنت سليمان بسبب سحر پا بر جا بود و از همين راه جنّ و انس و طير را مسخّر خويش قرار داد و سحر سليمان را در نظر مردم بزرگ جلوه داد و اين امر در ميان يهود شهرت پيدا كرد و روى دشمنى با سليمان كاملًا مورد قبول آنان واقع شد .
عياشى بسند خودش از ابو بصير از امام باقر نقل كرده : هنگامى كه سليمان از دنيا رفت شيطان سحر را اختراع كرد و در كتابى نوشت و آن كتاب را پيچيده در پشت آن نوشت : اين چيزى است كه آصف بن برخيا در بارهء سلطنت سليمان بن داود وضع كرد و از ذخيرههاى گنجهاى دانش است ، هر كه اراده كند فلان چيز را چه بگويد و همين طور پس آن كتاب را زير تخت سليمان پنهان كرد و سپس براى آنان بيرون آورد ، كافرين گفتند : بسبب همين بود كه سليمان بر ما غلبه كرد ليكن مؤمنان گفتند :
سليمان بندهء خدا و پيامبر او بود و از اين جهت خداوند در قرآن فرمود :
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ »
الخ .
و در جملهء :
« وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا »
سه قول است :
1 - شياطين آنچه را كه از راه سحر پى بردند انكار نمودند .
2 - سحرى را كه به سليمان نسبت دادند نپذيرفتند .
3 - آنها سحر نمودند و از آن تعبير به كفر كردند .
و در جملهء :
« يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ »
دو قول است :
1 - شياطين سحر را بسوى آنان القاء كردند و آنان آموختند .