تفسير :
وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ . . .
- و هرگز آرزوى آن را نخواهند داشت بسبب آنچه مرتكب شدند .
خداوند از همان گروهى كه در آيهء گذشته دستور آرزوى مرگ در صورت راستگويى در بارهء آنان صادر شد حكايت مىكند و ميفرمايد كه هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد بسبب آنچه مرتكب شدهاند .
حسن و ابو مسلم ميگويند : منظور از
« بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ »
معاصى و نافرمانيها و زشتيها و تكذيب كتاب آسمانى و پيامبر خدا است كه مرتكب شدهاند .
ابن جريج ميگويد : مقصود : كتمان او صفات نبى اكرم است - كه در تورات ذكر شده - و انگيزهء اينكه به « يد » نسبت داده شد با اينكه آنان هر چه كردند بوسيلهء زبان كردند اين است كه عرب در اين قبيل موارد كلمهء « يد » به كار ميبرد مثلًا ميگويد : « هذا ما كسبت يداك » در صورتى كه دست كارى انجام نداده و بسبب زبان حاصل شده و علّت اين است كه چون اكثر جنايات بوسيلهء دست واقع مىشود از اين جهت هر جنايتى بدست نسبت داده مىشود و اگر چه از آن صادر نشده باشد .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ . . .
- و خداوند ستمكاران را ميداند .
علّت اينكه ستمكاران را به اين جهت - دانستن خدا - اختصاص داد در صورتى كه خداوند عالم بهر كسى است چه ستمكار باشد و چه نباشد آن است كه منظور ترساندن و باز داشتن آنان است از ستمگرى همانطور كه انسان به ديگرى ميگويد : من آشنايى به عمل تو دارم ، كه منظور ترساندن و جلوگيرى است .
و برخى گفتهاند : معناى اين جمله اين است : كه خداوند آگاه است از موجباتى كه آنان را از آرزوى مرگ بازداشته و از آنچه در دل پنهان كردند از كتمان حق در حالى كه بيشتر آنان ميدانند كه راه باطل را مىپيمايند .
از پيامبر اكرم روايت است : كه اگر يهود آرزوى مرگ ميكردند ميمردند و جايگاه خويش را در آتش مشاهده ميكردند ، پس خداوند فرمود هرگز آرزوى مرگ